احمد بهشتى

402

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

- همانند بيمارى بدن به واسطهء پرخورى است . بنابراين ، كيفر از لوازم كارهاى گذشته‌اى است كه از وقوع آن و توابع آن ، چاره‌اى نيست . « 1 » و اما كيفرى كه بر جهتى ديگر ، از ناحيهء يك مبدأ خارجى است ، داستانى ديگر است . « 2 » اگر كيفردهندهء خارجى پذيرفته شود ، آن نيز خير است ؛ چرا كه وجود انذار و بيم دادن در ميان اسبابى كه ثبوت دارند ، واجب است و در مورد اكثريت مردم ، فايده مىدهد و تحقّق بخشيدن انذار ، تأكيدى بر آن است . « 3 » هرگاه در ميان اسباب قضاوقدر ، كسى با مقتضاى انذار معارضه كند و مرتكب خطا شود و جرمى انجام دهد ، به‌سبب مصلحت عمومى ، عمل كردن به انذار واجب است ؛ هرچند با طبع آن شخص ناسازگار است و هرچند درصورتىكه تنها ملاحظه جانب كسى شود كه مبتلا به گناه شده و در مفسدهء جزئى آن كس ، مصلحت كلى و عمومى فراوان نباشد ، بر خداوند رحيم مجازات كردن واجب نيست ؛ « 4 » ولى به دليل مصالح عمومى ملاحظهء مصالح فردى نمىشود ؛ چنان‌كه به دليل مصلحت كل ، ملاحظهء مصلحت جزء نمىشود . ازاين‌رو ، عضوى از بدن قطع و آزرده مىشود ، براى اين‌كه كلّ بدن سالم بماند . « 5 » و اما داستان ظلم و عدل و داستان افعالى كه گفته مىشود : ظلم است و افعالى كه گفته مىشود : عدل است و اين‌كه ترك ظلم واجب و فعل عدل حسن است و مطرح كردن آنها به عنوان مقدّمات بديهى و اوّلى ، ( مورد اشكال است ) چرا كه اينها به‌طور

--> ( 1 ) . پاسخ شيخ الرئيس اين است كه مجازات ، نتيجهء عمل است . ( 2 ) . مقتضاى برخى آيات و روايات اين است كه پاداش و كيفر را خداوند مىدهد . ( 3 ) . اگر كيفردهنده خداست ، آن هم نيكوست ؛ چرا كه مردم به‌سبب تهديد و انذار ، از كارهاى زشت بازداشته مىشوند و البته خداوند بايد به انذار و وعدووعيد خود وفا كند و گرنه بىفايده است . ( 4 ) . كيفر الهى به زيان گنه‌كار و به سود عموم است . ( 5 ) . همان‌طورىكه عضو بدن به‌سبب مصلحت بدن قطع مىشود ، مجرم هم به‌سبب مصلحت عموم مجازات مىشود .