احمد بهشتى
365
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
برنمىآيد و همين است كه در معاد ، زيان مىبيند . آنان كه اسير شهوت و غضبند و عقل را همچون برف در برابر آنها آب كردهاند ، در عالم پس از مرگ گرفتارىهاى بسيار دارند . هرچند ممكن است در اين دنيا به لذتها و خوشىهايى نايل شوند ؛ ولى اين لذتهاى دنيوى در برابر آنهمه گرفتارىهاى اخروى پشيزى ارزش ندارد . نه جاهلهاى سبك مغز از نادانىهاى خود در سراى ديگر طرفى مىبندند و نه آنان كه در لجنزار شهوت و غضب دست و پا مىزنند به جايى مىرسند . كاميابىهاى چند روزهء اين « سپنجسراى » جز بدبختى و حسرت در دنيا و آخرت ، چيزى به بار نمىآورد . بسيار كمند آنانى كه از جهل مركّب ، رسته و سيطرهء شهوت و غضب را شكسته و به حزب فرشتگان پيوستهاند و « النّادر كالمعدوم » . بنابراين ، آنچه ملاك حلّ مشكل شرور است - يعنى نسبيّت و ندرت شرور - در بعد ندرت - و نه در بعد نسبيّت - از دست مىرود و چارهاى جز پذيرش غلبهء شرور بر نظام آفرينش نيست . همهء دلخوشى حكيمان الهى و موحّد ، به اين است كه اين نظام ، « نظام احسن » است و اگر اندكى نازيبايى در اين نظام راه يافته ، با توجه به اينكه حسن و زيبايى غلبه دارد ، قابل چشمپوشى است . اين اندك نازيبايى ، از ضروريّات عالم ماده و مربوط به تضادّى است كه موجودات مادّى با يكديگر دارند . آنان معتقدند كه تضادّ عالم ماده ، اگرچه به عدم يا نقص برخى از موجودات مىانجامد ، ولى خود منشأ خيرات و بركات بسيار و تداوم فيض الهى است و براى همين است كه گفتهاند : « لو لا التّضاد لما دام الفيض من المبدإ الجواد ؛ « 1 » اگر تضاد نبود ، فيض الهى دوام نمىيافت . »
--> ( 1 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار العقليّة الاربعه ، ج 7 ، ص 27 .