احمد بهشتى
363
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
نيست ؛ ولى در جمع ، اهل سلامت است و از خيرات اخروى بهرهاى مىبرد . ديگرى آنكه روحش بيمار است و در عالم آخرت در معرض عذاب است . « 1 » هر يك از دو طرف ، نادر و قسم ميانه ، ظاهر و غالب است و هرگاه قسم اوّل به آن اضافه شود ، براى اهل نجات ، اكثريتى قاطع خواهد بود . « 2 » شرح و توضيح با توجه به اينكه در فصل پيش روشن شد كه از اقسام پنجگانهء ممكنات ، تنها وجود قسم اوّل و دوم ، از سوى واجب الوجود افاضه مىشود و سه قسم ديگر به دليل شرّيّت مطلق يا غالب يا مساوى ، شايستهء افاضهء وجود نيستند ، در اين فصل شيخ الرئيس تحت عنوان « وهم و تنبيه » به طرح يك اشكال و پاسخ پرداخته ، تا شبههاى كه ممكن است ذهن محصّلان فلسفه را به خود مشغول سازد ، بزدايد . ما نخست به بيان اشكال مىپردازيم . سپس پاسخ اشكال را برمبنايى كه وى ارائه فرموده ، توضيح مىدهيم . اشكال به لحاظ كبروى درست است كه چيزهايى كه هيچگونه شرّى بر وجود آنها مترتّب نيست و چيزهايى كه شرّ اندكى بر وجود آنها مترتّب است ، بايد از فيض وجود بهرهمند شوند و هرگز روا نيست كه به دليل شرّ اندك ، از خير فراوان چشمپوشى كنند . اشكالى كه وارد است ، به لحاظ صغروى است . روشن نيست كه خير موجودات
--> ( 1 ) . همانطورىكه مردم از نظر سلامت و زيبايى بدن ، سه گروهند ، از نظر فضايل عقلانى و اخلاقى نيز سه گروهند . اكثريت با گروه دوم است كه از فضيلت عقلانى - گرچه اندك - و اخلاقى برخوردارند و اگر آنها را به گروه اوّل كه در اوج فضيلت عقلانى و اخلاقى قرار دارند ، بيفزاييم ، به اكثريت قاطعى مىرسيم كه در آخرت ، خوشبختند و اما آنانكه به بيمارى كامل عقل نظرى و عقل عملى مبتلايند ، بسيار كمند . ( 2 ) . نتيجه اينكه در انسانها هم خير بر شر غلبه دارد .