احمد بهشتى
359
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
خاصّى به كار برد و اگر مقصود ، اين است كه اثبات شود كه خير ، موجود و شر ، معدوم است ، اين هم نياز به تصوّر موضوع دارد ؛ چراكه تصديق بدون تصوّر ، محال است . پس استدلال بيهوده است . « 1 » پاسخ اينكه مقصود ، استدلال است . منتها براى تصوّر موضوع ، از طريق استقرا ، موارد استعمال شر را جستوجو مىكنند تا بتوانند شرّ بالذات را از شرّ بالعرض تفكيك كنند . « 2 » 3 . غلبهء شر شر ، همان رنج و الم است و آن ، امر وجودى است و خير يا عدم رنج و الم است - يعنى سلامت - يا ضدّ آن - يعنى لذت - است . پيداست كه در اين جهان ، رنجها و آلام بيشتر از لذتهاست . پس شر غلبه دارد . بنابراين فيلسوفان چارهاى ندارند جز اينكه همچون اشاعره فعل خداوند را معلّل به غرض ندانند و دست از چون و چرا بردارند . « 3 » اين اشكال - به قول خواجه « 4 » - نيازى به پاسخ ندارد . بحثهاى گذشته پاسخگوست و اگر بخواهيم پاسخ دهيم ، بايد همهء بحثهاى گذشته را تكرار كنيم .
--> ( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 80 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 82 . ( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 80 . ( 4 ) . ر . ك : همان ، ص 82 .