احمد بهشتى
348
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
خود مىباشند . اينگونه نفوس هرچند كه مانند عقول ، از فعليّت و تماميّت برخوردار نيستند ؛ ولى هيچ نيرويى نمىتواند با تزاحم و تصادم خويش آنها را از استكمال بازدارد . نفوس فلكى كه به نظر ما همان ملائكهء مدبّرند « 1 » ، اينچنينند . بنابراين ، به دليل نداشتن موانع و عوايق ، مانند عقولند . نفوس انبيا و ائمّهء اطهار عليهم السّلام نيز داراى همين ويژگىاند . « 2 » استدلال شيخ الرئيس بر وجود قسم دوم از آنجايى كه قسم دوم مشتمل بر خير فراوان و شرّ اندك است ، مقتضاى جود و حكمت واجب الوجود ، اين است كه اين قسم نيز از افاضهء وجود بىبهره نماند ؛ بلكه اگر وجود به آن افاضه نشود ، خلاف جود و حكمت است ؛ چراكه ترك خير فراوان به سبب شرّ اندك ، شرّ زياد است . شيخ الرئيس در اينباره مىگويد : و كذلك القسم الثّاني يجب فيضانه ؛ فانّ في أن لا يوجد خير كثير ، و لا يؤتى به - تحرّزا من شرّ قليل - شرّا كثيرا ؛ و همچنين وجود قسم دوم نيز واجب است ؛ چراكه در ايجاد نشدن خير فراوان ، به سبب شرّ اندك ، شرّى زياد است . هرگز جواد حكيم ، نمىپسندد كه به سبب شرّ كم ، خير بسيار و فراوان را تعطيل كند و موجوداتى چون آب و آتش را از فيض وجود ، وجود بيكران خود محروم سازد و اسباب تداوم زندگى ، بلكه پديدهء زندگى را از جانداران بازگيرد . شيخ الرئيس پس از استدلال بر وجوب ايجاد قسم دوم از سوى صانع حكيم چند نمونه مىآورد :
--> ( 1 ) . ر . ك : غايات و مبادى ، ص 277 . ( 2 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليه ، ج 7 ، ص 68 .