احمد بهشتى
328
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
آگاهى به وجود از ضرورت وجود آن در نظام طولى و عرضى نيز آگاه باشد . يكى مىداند كه در سلسلهء عددها ، عدد پنج پس از عدد چهار است ؛ ولى ديگرى مىداند كه وجود عدد پنج ، ميان عدد چهار و شش ، ضرورى است و غير از اين ، محال است . آيا اين دو عالم با يكديگر يكسانند ؟ يكى مىداند كه كرهء زمين در فاصلهء نورى زمانى در حدود نه ثانيه ، اطراف خورشيد مىگردد و ديگرى مىداند كه وجود زمين در چنين مدار معيّنى ضرورى و حتمى است و در غير از آن ، محال است . به يقين علم شخص اوّل ، ناقص و علم شخص دوم ، كامل است . واجب الوجود ، نه تنها به كلّ ماسواى خويش احاطهء علمى دارد ، بلكه به ضرورت وجود هر يك از آنها در جايگاه خود نيز عالم است . در ميان صدها و هزارها بلكه بىنهايت نظام ممكن - نه نظامهاى غيرممكن - نظامى كه وجود آن به ايجاب حقّ واجب و عدم آن ، ممتنع است ، همين نظام است . اگر بهتر از اين ، ممكن بود ، واجب الوجود از ايجاد آن ، نه ناتوان بود و نه اغماض و امساك داشت ؛ ولى نظامهاى ممكن ديگر ، به لحاظ اينكه نظام برتر نيستند ، صدور آنها از واجب الوجود ، روا نيست . از موجود برتر ، واجب است كه نظام برتر صادر شود . آن كه زيباترين است ، بايد فعلش هم زيباترين باشد . در حقيقت بايد گفت : نظام برتر يا نظام احسن ، وجوب بالقياس الى الغير دارد ؛ اما نظامهاى ممكن ديگر ، امتناع بالقياس الى الغير دارند . نظام برتر را اگر قياس كنى به موجود فيّاض على الاطلاقى كه كمال و جمال مطلق است و جلال و عظمتش چشم عقول را خيره و ديدهء دلها را مبهوت كرده است ، وجود آن ، واجب بالقياس الى الغير و عدم آن ، ممتنع بالقياس الى الغير است و نظامهاى غير برتر و غير أحسن را اگر قياس كنى به آن موجود صاحب جود ، عدمشان واجب بالقياس الى الغير و وجودشان ممتنع بالقياس الى الغير است .