احمد بهشتى
299
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
بودن تو در حالتى كه در ذات تو استقرار دارد و به دنبال آن اضافهاى مىآيد كه لازم يا غيرلازم و عارض است . « 1 » بنابراين ، تو با داشتن اين دو وصف ( توانايى و علم ) ، داراى حالتى مضاف مىباشى ، نه داراى اضافهء محض . شرح و توضيح در اين فصل ، شيخ الرئيس به بيان دو نكته پرداخته است : 1 . صفتهاى اضافى محض كه ما در فصل پيش در ضمن آخرين تقسيم صفتها ، دربارهء آن ، توضيح كافى داديم . او دراينباره مىگويد : كونك يمينا و شمالا هو إضافة محضة ؛ بودن تو در جانب راست و چاپ ، اضافهء محض است . طبق اين تعبير مىتوانيم صفتها را به صفتهاى حقيقى و اضافى تقسيم كنيم . آن گاه هر كدام را به محض و غيرمحض تقسيم نماييم . بنابراين ، به حسب مقام ثبوت ، صفتها چهار قسمند : الف ) صفتهاى حقيقى محض ؛ ب ) صفتهاى حقيقى غير محض يا مضاف ؛ ج ) صفتهاى اضافى محض ؛ د ) صفتهاى اضافى غيرمحض يا حقيقى ذات اضافه . اما به حسب مقام اثبات ، سه قسم بيشتر نداريم ؛ چراكه بازگشت قسمت « ب » و « د » به يكى است ؛ ولى همانگونه كه در فصل پيش بيان كرديم : اين قسم - يعنى صفتهاى
--> ( 1 ) . در حقيقت مىخواهد فرق صفتهاى حقيقى مضاف و صفتهاى اضافى محض را بيان كند . فرق ميان اضافهء لازم و اضافهء عارض ، با توجه به توضيحات فصل پيش معلوم است . اضافهء علم به معلوم خاص ، اضافهء لازم و اضافهء توانايى به مقدور خاص ، اضافهء عارض است .