احمد بهشتى
295
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
صدر المتألّهين در يكى از آثار خود مىگويد : لا أرى في التنصيص عليه مصلحة ؛ لغموضه و عسر إدراكه على أكثر الأفهام . « 1 » ولى سپس بهطور سربسته بيان كرده است كه علم حضورى ذاتى خداوند - كه عين ذات است - از راه قاعدهء « بسيط الحقيقة كلّ الأشياء » قابل تبيين است . « 2 » مقصود شيخ الرئيس از قسم دوم ، صفتهاى حقيقى مضافى است كه با تبدّل مضافاليه و اضافه ، دستخوش تبدّل نمىشوند و مثالى كه براى آن ذكر كرده است ، همان توانايى است . توانايى هم اگر اوّلا و بالذات به امر جزئى تعلّق بگيرد ، با تبدل متعلّق خود ، تبدّل پيدا مىكند و داشتن چنين توانايى بر خداوند ممتنع است ؛ ولى از آنجا كه تعلّق آن ، أوّلا و بالذات به امر كلى است و ثانيا و بالعرض به جزئيّات تعلّق مىگيرد ، داشتن آن بر خداوند ممتنع نيست . متعلّق علم هم اگر اوّلا و بالذات ، امر كلى باشد ، داشتن آن بر خداوند ممتنع نيست ؛ ولى اگر امر جزئى باشد ، داشتن آن بر خداوند ممتنع است . به همين جهت است كه شيخ الرئيس علم را به نحو اوّل براى خداوند ، اثبات و به نحو دوم ، نفى كرده است .
--> ( 1 ) . الشواهد الربوبيّه ، تصحيح سيّد جلال الدين آشتيانى ، ص 40 . ( 2 ) . همان .