احمد بهشتى
241
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
اين دو علم - هرچند هر دو عقلى است - تفاوت ، بسيار است و بايد گفت : « تفاوت از زمين تا آسمان است » . همانگونه كه مىدانيم ، علم تام به علت تام ، مقتضى علم تام به معلول است ؛ به ويژه اگر اين علم ، علم شهودى باشد ؛ ولى علم تام به معلول ، چنين خاصيّتى ندارد . كسىكه به علت تام ، علم تام دارد ، معلول را ، هم به لحاظ ماهيّت مىشناسد ، هم به لحاظ وجود . كسىكه مىداند در اين اتاق ، بخارى روشن است ، نه تنها به وجود حرارت ، در اين اتاق ، عالم است ، بلكه به ماهيّت حرارت ويژهء برخاسته از شعلهء افروختهء بخارى نيز عالم است ؛ ولى كسىكه به معلول ، علم تام دارد ، تنها به وجود علت ، علم دارد نه به ماهيّت آن . كسىكه وارد اتاقى مىشود و احساس گرمى مىكند ، همين اندازه مىداند كه براى احساس گرمى ، سببى است ؛ ولى نمىداند كه سبب چيست ؟ ممكن است خودش تب داشته باشد و ممكن است به واسطهء تابش خورشيد از پشت شيشه يا روشن بودن بخارى برقى يا نفتى يا گازى باشد . معلول - بما هو معلول - مقتضى علت معيّن نيست ؛ ولى علت - بما هي علّة - مقتضى معلول معيّن است . بنابراين ، هيچ ادراكى همتاى ادراك واجب الوجود نيست . و مرتبهء هيچ مدركى به مرتبهء او نمىرسد و هيچ مدركى از هيچ موجودى به سان مدركهاى او نيست . ادراكش نسبت به ذات ، بذاته و لذاته است ؛ يعنى نه واسطهء در ثبوت دارد و نه واسطهء در عروض . همانگونه كه وجودش نيز بذاته و لذاته است ؛ چرا كه نه وجودش از غير است ، تا واسطهء در ثبوت داشته باشد و نه وجودش زايد بر ذات اوست ، تا نيازمند واسطهء در عروض باشد . ماهيّات براى اتّصاف به وجود ، هم واسطه در ثبوت مىخواهند و هم واسطهء در عروض . به عبارت ديگر ، هم حيثيّت تعليلى مىخواهند و هم حيثيّت تقييدى . وجودهاى امكانى از واسطه در عروض يا حيثيّت تقييدى منزّهند ، ولى از داشتن واسطه در ثبوت يا حيثيّت تعليلى ناگزيرند .