احمد بهشتى

227

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

واجب الوجود ، واجب است كه ذات خود را - همان‌گونه كه تحقيق شده است - بالذات تعقّل كند . اين اشاره به همان مطلبى است كه در فصل يكى به آخر نمط چهارم ، بيان شده است . شيخ الرئيس در آن‌جا فرمود : الأوّل معقول الذات قائمها . او با تكيه بر دو وصف « معقول الذات » و « قائم الذات » ، يعنى « غيرمادّى » و « قيّوم » بودن واجب الوجود و منزّه بودن او از همهء وابستگىها ، تعلّق‌ها و عيب‌ها ، نتيجه گرفت كه واجب الوجود ، هم عاقل و هم معقول است . هرچند اين نتيجه را به آن‌چه در نمط سوم « 1 » گفته بود ، حواله داد و چنين گفت : و قد علم أنّ ما هذا حكمه فهو عاقل لذاته معقول لذاته ؛ روشن شد كه چيزىكه حكمش اين است ( و از تجرّد و قيّوميّت برخوردار است ) هم عاقل بالذات و هم معقول بالذات است . در حقيقت ، اين مطلب ، اشاره است به قاعدهء « كلّ مجرّد عاقل » كه مشّاييان به اثبات آن پرداخته‌اند . اگر موجودى مجرّد و قائم به ذات باشد ، گرفتار هيچ حجاب و مانعى نيست . آن چه مانع از تعقّل ذات و ماسواى ذات است ، ماده و عوارض ماده است . مجرّد اگر قائم به غير باشد ، از ادراك ذات و ماسواى ذات ، محروم است . مانند صورت‌هاى معقولى كه قائم به قوّهء عاقلهء نفس مىباشند ؛ ولى مجرّدى كه قائم به غير نباشد ، عاقل است . نه تنها قاعدهء « كلّ مجرّد عاقل » از نظر مشّاييان ثابت است ، بلكه قاعدهء « كلّ عاقل مجرّد » نيز از نظر آنها ثابت است . البته نه به قاعدهء عكس ، بلكه به لحاظ اين‌كه هركدام از آنها برهان مستقلّى دارند و البته تعقّل ذات ، به علم حضورى است .

--> ( 1 ) . فصل 28 .