احمد بهشتى

222

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

در آينده كه خواجه ، يك‌بار ديگر همين اشكال را در ضمن اشكال‌هاى ديگرى كه بر نظريّهء علم ارتسامى وارد كرده ، « 1 » مطرح مىكند ، به نقد آن مىپردازيم و پاسخ عقل‌پسند خود را كه پاسخ نهايى است ارائه مىكنيم . اشكال دوم : او مىگويد : و في وجود الانفعالات منها أيضا نظرا آخر ؛ لأنّ العقل بالقوّة لا يخرج إلى الفعل من غير مخرج خارجيّ ، كما في النمط الثالث ؛ « 2 » و دربارهء اين‌كه علوم انفعالى برخاستهء از ذات عاقل باشد ، اشكالى ديگر است ؛ زيرا عقل بالقوّه ، بىنيروى خارجى از قوّه به فعل نمىرسد ؛ چنان‌كه در نمط سوم « 3 » بيان شده است . در اين‌كه علم فعلى مىتواند برخاسته از ذات عالم يا به افاضهء غير باشد ، مشكلى نيست و در اين‌كه علم انفعالى هم مىتواند به افاضهء غير باشد ، بحثى نيست . بحث در اين است كه آيا علم انفعالى مىتواند برخاستهء از ذات عالم باشد يا خير ؟ البته پاسخ منفى است ، موجودى كه به علم انفعالى عالم مىشود ، عالم بالقوّه‌اى است كه عالم بالفعل مىشود و به بيان ديگر ، از مرتبهء عقل بالقوّه به مرتبهء بالفعل مىرسد . بديهى است چنين موجودى جوهر نفسانى است كه مىتواند از قوّه به فعل و از نقص به كمال برسد ، نه جوهر عقلانى و نه واجب الوجود كه در مورد آنها خروج از قوّه به فعل و از نقص به كمال ، محال و ممتنع است . در نمط سوم « 4 » بيان شده است كه جوهر نفسانى براى خروج از قوّه به فعل و از

--> ( 1 ) . ر . ك : همين نمط ، فصل هفدهم . ( 2 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 69 . ( 3 ) . فصل 11 و 12 . ( 4 ) . همان .