احمد بهشتى

217

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

علم حصولى غيرذاتى نفس آدمى جوهرى است قابل كه صورت‌هاى علمى خود را - چه فعلى و چه انفعالى - از مبادى عالى دريافت مىكند . قرآن كريم مىفرمايد : عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . « 1 » نفس آدمى تا وقتىكه در مسير كمال‌جويى است ، نيازمند مكمّل است . نفس نمىتواند هم فاعل كمال و هم قابل كمال باشد ؛ چرا كه اتحاد فاعل و قابل جايز نيست . به ويژه اگر قبول به معناى انفعال تجدّدى باشد . نفس تنها قابليّت پذيرش صورت‌هاى علمى را دارد و تا زمانىكه قابليّت باقى باشد ، از جانب فيّاض على الاطلاق يا از ناحيهء مبادى عالى - كه واسطه‌هاى فيض مىباشند - صورت‌هاى علمى به او افاضه مىشود ؛ چرا كه از ناحيهء فيّاض على الاطلاق يا واسطه‌هاى فيض ، بخلى نيست . از اين جهت ، فرقى ميان علم فعلى و انفعالى نيست . در علم انفعالى ، افاضهء فيض از سوى مبادى عالى است ، نه از جانب صورت‌هاى مادّى خارجى . صورت مادّى خارجى ، افاضهء فيض نمىكند ، بلكه نقش آن اعداد است ؛ يعنى صورت مادّى خارجى هنگامىكه قواى حسى و ادراكى را تحت تأثير قرار دهد ، نفس ، آمادگى كسب فيض از مبادى عالى را پيدا مىكند . پس صورت مادّى خارجى ، معدّ و نفس ، مستعدّ است و مبادى عالى ، فيّاضيّت دارند . در علم فعلى نيز فيّاض بىواسطه و باواسطه ، مبادى عالىاند و نفس ، تحت حالات و شرايطى آمادهء پذيرش صورت‌هاى علمى فعلى مىشود . شيخ الرئيس دربارهء اين قسم از علم حصولى مىگويد :

--> ( 1 ) . علق ( 96 ) آيهء 5 .