سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

71

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

مجموعه باشد و هيئت مجموعه كه از آن به‌قوم تعبير مىشود ، صائن [ 1 ] و حافظ افراد . دوم آنكه : مبناى تربيت و تعليم آن شخص بر منفعت ذات او باشد بىملاحظه قوم آن . سيم آنكه : در تربيت و تعليم آن اولًا و بالذات منفعت ديگران و فايده بيگانگان ملحوظ شود و منفعت خود آن شخص بالتبع باشد . اكنون مىتوان گفت كه اين تربيت ثالثه قوم را نفع خواهد بخشيد ؟ آيا مىتوان گمان كرد كه آن شخص در اين هنگام خادم ملت خويش است ؟ آيا قوم آن در اين صورت از ضرر و گزند آن محفوظ خواهد ماند ؟ آيا جائز است كه در حق مربى آن شخص گفته شود كه او محب و جان‌فشان و فدوى [ 2 ] قوم و ملت آن شخص مىباشد ؟ كورباد ديده آن عقلى كه چنين انديشد ! واى بر ادراك آن شخصى كه امتياز ندهد درميانه منفعت و مضرت ! خاك بر دهن آن ذىشعورى كه چنين سخن را به زبان آرد ؟ اگر يك بچهء از فرنسا گرفته به بلاد جرمن فرستاده شود و در آن بلاد آن بچه به‌حسب تربيت استاد ، خوى و عادت جرمنيها را فراگيرد و محبت ايشان در آن او متمكن شود و قوم و ملت او در نظرش منفور و حقير گردد ، آيا مىتوان چنان گمان كرد كه آن بچه خادم و جان‌فشان امت فرنساويه است ؟ و آيا آن شخصى كه آن بچه را بدين‌نوع تربيت كرد ، مىتوان آن را محب فرنسا ناميد ؟ عجب حماقت است كه فرق ميانه محبت و عداوت هم نمىشود ! ! شگفت حالتى است ، چگونه فهميده نمىشود كه مضرت اين‌گونه تربيت از منفعت آن بيشتر است . بلكه چگونه دانسته نمىشود كه بىتربيتى هزارمرتبه بهتر است از آنكه شخصى به‌نوعى تربيت يابد كه به‌جاى منفعت ، موجب مضرت اهل وطن خود شود . سر خود را به‌دست خود بريدن ؟ لاحول ولا ! ! تربيت دوّمى نه رشته التيام قوميت را بريدن است و اتحاد و برادرى را زائل‌كردن است . اگر در تربيت افراد منافع كل اولًا و بالذات ملحوظ نشود ، التيام و اتحاد چگونه متحقق مىگردد و چون اتحاد و التيام نباشد قوميت از كجا خواهد بود ؟ . اگر كسى آحاد قومى را بدين‌گونه تربيت نمايد دشمن آن‌قوم خواهد بود يا دوست ؟ اسم آن شخص را حامى بايد نهاد يا ماحى [ 3 ] ، و آن تربيت نخستين را بيگانه اگر فرض كنيم كه

--> [ 1 ] . نگهدار [ 2 ] . فداشونده [ 3 ] . نابودكننده .