سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
58
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
زيرا آنكه عروج امم بر مدارج كمالات [ 1 ] و صعود شعوب بر معارج معارف و ارتقاء قبائل بر مراقى فضايل ، [ 2 ] و اطلاع طوايف انسانها بر دقايق حقايق و استحصال آنها سعادت تامهء حقيقيه را در دار دنيا و آخرت موقوف است بر امورى چند : اول آنكه ، بايد لوح عقول امم و قبائل از كدورات خرافات و زنگهاى عقايد باطلهء وهميّه پاك بوده باشد ، زيرا آنكه [ 3 ] عقيدهء خرافيه حجابى است كثيف [ 4 ] كه علىالدوام حايل مىشود درميانهء صاحب آن عقيده و ميانهء حقيقت و واقع ، و او را باز مىدارد از كشف نفسالامر ؛ بلكه چون يك خرافى [ 5 ] را قبول كرد ، عقل او را وقوف حاصل شد و از حركت فكريه سرباز زد . پس از آن حمل مثل بر مثل كرده ، جميع خرافات و اوهام را قبول خواهد نمود . و اين موجب آن مىشود كه از كمالات حقه دور افتد و حقايق اكوان [ 6 ] بر او پوشيده ماند ؛ بلكه سبب خواهد شد كه جميع عمر خود را به اوهام و وحشت و دهشت و خوف و بيم بگذراند ، و از حركت طيور و جنبش بهايم در لرزه افتد ، و از هبوب رياح [ 7 ] و آواز رعد و درخشيدن برق مضطرب گردد ، و به واسطه تطيرّات و تشاؤمات از غالب اسباب سعادت خود بازماند ، و به هر حيلهباز و مكار و دجالى [ 8 ] گردننهد و كدامشقاء و بدبختى و سوءعيش از اين گونه زندگى بدتر خواهد بود ؟ و اول ركن دين اسلام اين است كه : عقول را به صيقل توحيد و تنزيه از زنگ خرافات و كدر [ 9 ] اوهام و آلايش و هميات پاك سازد و نخستين تعليم او اين است كه
--> [ 1 ] . معارج : نردبانهاى كمالات ، پلههاى پختگى و رسيدگى انديشه . [ 2 ] . مراقى . جمع : مرقى : برشدن گاهها ؛ نردبانها . [ 3 ] . زيرا آنكه : براى آنكه ، زيرا كه . [ 4 ] . كثيف : متراكم ، انبوه ، غليظ . [ 5 ] . خرافى ، به فتح اول و ضمهء آن : افسانهوار ، بىريشه و اصل . [ 6 ] . اكوان : هستىها ، و اينجا به معنى اسم مفعول است يعنى : مكونات يا موجودات . مانند كتاب به معنى مكتوب . . . [ 7 ] . هبوب رياح : وزش بادها . [ 8 ] . دجال : بسيار دروغگو ؛ فريبكار . و در روايتهاى مذهبى مردى دروغزن كه در آخرالزمان ظهور كند و مردمان را بفريبد . [ 9 ] . كدر : تاريكى ، تيرگى .