سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

55

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

بخشيد ، چون هيچ رادع و زاجرى آنها را نباشد ؟ البته آن حاكم خفيةً رئيس سُّراق و جهراً رأس قطاع‌الطريق گشته [ 1 ] اتباع و اعوان او همه آلات ظلم و جور و غدر و أدوات شر و فساد و افزارهاى اختلاس آن خواهند بود ، و در ابطال حقوق بندگان خدا و هتك أعراض و نهب أموال [ 2 ] آنها خواهند كوشيد . و عطش شهوات خود را از خون بيچارگان تسكين خواهند داد و قصرهاى خويش را به دماء بينوايان منقش و مزين خواهند ساخت . و بالجمله ، در هلاك عباد و دمار [ آنها ] كوششها و سعىها به كار خواهند برد . پس سبب ديگرى از براى كف ارباب شهوات [ 3 ] از تعديات و اجحافات باقى نماند مگر وجه رابع ، يعنى ايمان بر اينكه عالم را صانعى است دانا و توانا ، و اعتقاد بدين‌كه از براى عمل خير و شر ، پس از اين حيات جزايى است معين . والحق اين دو اعتقاد معاً [ 4 ] پايدارترين اساسى است از براى كبح شهوات و رفع تعدّيات ظاهرّيه و باطنيّه ، و محكم‌ترين ركنى است به جهت برانداختن حيله‌ها و تزويرها و تدليسها ، و نيكوترين باعثى است براى احقاق حقوق . و اوست سبب امنيت و رفاهيت تامه ، و بدون اين دو عقيده ، هرگز هيأت اجتماعيه صورت وقوع نپذيرد و مدنيّت لباس هستى نپوشد ، و پايه معاملات استوار نگردد و مصاحبات و معاشرات بىغل و غش نشود . و اگر كسى را اين دو اعتقاد نباشد به هيچ وجه او را داعئى به سوى فضايل و زاجرى از رذايل نخواهد بود . و هيچ چيز او را از خيانت و دروغگويى و منافقى و مزوّرى منع نخواهد نمود به جهت آنكه علت غائيهء جميع ملكات مكتسبه و افعال اختياريه چنان كه گفته شد نفس انسان است ؛ و چون كسى را اعتقاد به ثواب و عقاب نباشد ، كدام چيز ديگر او را از اين صفات ذميمه منع نموده به اخلاق حسنه دعوت خواهد نمود ؟ و خصوصاً در وقتى كه معلوم شود انسان را كه نه از اتصاف بدانها ضررى در دنيا بر او مترتب خواهد شد و نه از تخلق بدينها او را فايده خواهد رسيد ، و كدام امر او را بر

--> [ 1 ] . خفيةً رئيس سراق و جهراً رأس قطاع الطريق : در نهان سرپرست دزدان ، و در ظاهر سردستهء راهزنان . . . [ 2 ] . هتك اعراض و نهب اموال : دريدن آبرو و غارت‌كردن خواسته‌ها . [ 3 ] . كف ارباب شهوات : بازداشتن شهوت‌پرستان و جاه‌طلبان . [ 4 ] . معاً : باهم . الحق دو اعتقاد معاً يعنى : به راستى اعتقاد به دو اصل : آفريدگارى خدا و وجود روز جزا . . .