سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
53
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
چگونه با اعتقاد به شرافت نفس از عهدشكنى پروا نمىكنند ؟ خصوصاً با آنان كه از خود در جلالت و عظمت پستترند . و از جور و ظلم و ساير افعال ذميمه اجتناب نمىنمايند ، و هيچ يك از اين امور را خست و دنائت نمىشمارند . و حال آنكه اگر يكى از اينها از آحاد رعيت سرمىزد ، خسيس و دنّىالنفس شمرده شده بدينجهت در امر معيشت او خلل حاصل مىشد ؛ حتى ساير طبقات هم اين امور را در حق سلاطين و امراء خود از خست و دنائت نمىدانند بلكه به محامل [ 1 ] ديگر حمل مىكنند . و همچنين است حال جميع طبقات عاليه با طبقات سافله ، طبقةً بعد طبقةٍ . و سبب اين امر ، آن است كه طبقات عاليه خود را از ضرر آن افعال شنيعه مصون و محفوظ مىدانند . پس اگر مدار انتظام عالم همين شرافت نفس بوده باشد ، هر طبقهء عاليه دست تعدى به طبقهء سافله گشوده درهاى شر و فساد بهروى اين بيچاره انسان ، باز خواهد گرديد . علاوه بر اين ، چون غرض از اتصاف بدينصفت توسيع طرق معيشت ، و تحذر از تنگى مسالك زندگانى است ، چنان كه معلوم شد ؛ پس هرگز اين خصلت مانع نمىشود انسان را از تعدّيات باطنيّه و خيانتهاى مخفيّه و رشوتخواريها در زواياى محاكم ، زيرا آنكه انسان طالب سعهء عيش خود مىداند كه بدين خيانت محضه به مقصد اصلى خود خواهد رسيد بدون آنكه مشهور بهدنائت گردد . چنان كه مىبينى داعيان شرف نفس چگونه اعمالى در زواياى محاكم از آنها بهظهور مىرسد . پس نشايد كسى را كه شرف نفس را ميزان عدل قرار داده ، گمان كند كه مىتوان بدين صفت هركس را به حق خود راضى كرده منع جميع تعديات و اجحافات ظاهريه و باطنيه را نمايد . و اگر كسى بگويد : يكى از اسباب طلب شرافت نفس حب مَحمِدت [ 2 ] است ، پس مىشود كه هر شخصى به جهت استحصال محمدت ، خود را بهاعلى درجهء شرافت نفس متصف ساخته ، خويشتن را از جميع رذائل و تعديات و اجحافات دور نمايد .
--> [ 1 ] . محامل : محملها [ 2 ] . محمدت ، بر وزن مكرمت : ستودن ؛ ستايشكردن