سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
41
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
مصون و محفوظ مانده است و كدام عقل و كدام دانش به پاى نيچر مىرسد ؟ و نيچر همهء مأكولات و مشروبات و منكوحات را درميانهء جميع آكلين و شاربين [ 1 ] حق مشاع قرارداده است ؛ پس چرا بايد كه انسان به جهت جعليات و هميهيى كه آنها را قوانين و آداب مىنامد از مادر و دختر و خواهر خود محروم مانده ديگران از آنها تمتع بگيرند ! و چه معنى دارد كه شخصى اموال مشاع را در تحت تصرف آورده ، دعوى ملكيت نمايد . و يا آنكه زنى را به حبالهء نكاح درآورده سايرين را از آن منع كند ، و چه حقانيت است در قانونىكه غاصبين اموال مشاعه را اصحاب حقوق مىشمارد ، و آن بيچارهاى را كه به حيلهاى تمتع [ 2 ] از حق خود مىگيرد غاصب و خائن مىنامد ؟ لهذا بر هركس واجب است كه غل [ 3 ] ظالمانهء قوانين و آداب و شرايع عقل ناقص انسانى را از گردن برآورده ، به مقتضاى شريعت مقدسهء نيچر حقوق خود را در اموال و زنان به هرنوع كه بتواند استحصال نمايد ، و غاصبين را جبراً و قسراً [ 4 ] از فعل ناشايستهء غصب و جور بازدارد . و چون اين تعليمات باطله در قوم فارس شيوع يافت ، حياء از ميانه برخاست و غدر و خيانت فاش گرديد ، و نذالت و سفلگى شيوع گرفت و صفات بهيميّهء غلبه نمود و طبايع آنها بالكليّه فاسد شد . و انوشروان اگرچه مزدك و بعضى از پيروان او را كشت ، و لكن قادر بر قلع و قمع اين تعليمات فاسده نگرديد ؛ و بدينجهت اين قوم نتوانستند كه يك حملهء عرب را تحمل نمايند و حال آنكه قرين و همسر آنها كه عبارت از روم بوده باشد ، قرون متعدده با عربها در مجادله و محاربه بودند . [ 5 ] * * * مسلمانان ، امتى بودند كه به واسطهء ديانت الهيهء حقه و به سبب شريعت سماوّيه صدقهء
--> [ 1 ] . شاربين : نوشندگان . آكلين : خورندگان . مشاع : مشترك . [ 2 ] . تمتّع ، بهرهمندى ، لذت و فايده . [ 3 ] . غل : زنجير . [ 4 ] . با زور و تهديد . [ 5 ] . شكست پارسيان فقط معلول آموزشهاى مزدك نبود ، بلكه استبداد و خودكامگى و تكروى پادشاهان ساسانى بويژه خسروپرويز پايههاى مجد و عظمت ، و اساس اخلاق مردانه و خوى پسنديدهء ايرانيان را دگرگون كرده بود ؛ و از اين رو مردم ايران دنبال پناهگاهى مىگشتند . وانگهى ظهور مزدك و آيين اشتراكى او معلول بدى روزگار و تباهى معيشت مردم بوده ، نه اينكه خود علت خرابى اخلاق مردم باشد .