سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

37

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

و در وقتى كه احوال آحاد امت بدين‌پايه مىرسد رشته اختيام [ 1 ] و ائتلاف گسيخته و وحدت جنسيت منعدم گشته و قوهء حافظه و علت مبقيه [ 2 ] زائل گرديده ، عرش مجد و عز و شرف آن سرنگون مىگشت . اين است تفصيل آن اممى كه بعد از عز و شرف به واسطه تعليمات نيچريها يعنى ماديين ، به ذل و مسكنت مبتلا شدند . و اين است شرح طرق تعليمات ماديين يعنى نيچريها . * * * گرك [ 3 ] يعنى يونانيها ، قومى بودند قليل‌العدد و به واسطهء آن عقايد جليله ثلثه خصوصاً اعتقاد بدين‌كه قوم ايشان اشرف از جميع امم عالم است ؛ و به جهت آن صفات شريف سه‌گانه ، و به ويژه صفت عار و ننگى كه عين حيا و يا آنكه اول نتيجه اوست ، بعد از رواج بازار علوم و معارف ، سالهاى دراز درمقابل سلطنت فارسيه كه از نواحى كاشغر تا ضواحى [ 4 ] استانبول ممتد بود ، ايستادگى كردند و از خوف ذلّ و بندگى كه شرف را نشايد و خداوند عار و ننگ از آن ابا نمايد ، پاى مردانگى فشردند تا آنكه آخرالامر آن سلطنت عظيمهء فارسيه را زيرو زبر كرده ، دست تطاول به هندوستان دراز نمودند ، و صفت امانت در آنها به درجه‌اى رسيده بود كه مرگ را بر خيانت ترجيح مىدادند چنان كه تموستور كليس [ 5 ] در وقتى كه ارتكزرسس [ 6 ] او را امر كرد كه عساكر فارس را

--> [ 1 ] . اختيام : توافق ، خوگرفتن . [ 2 ] . علت مبقيه : انگيزهء پايدار نگاه دارنده . در فلسفهء اسلامى مىگويد : « خدا هم علت فاعلهء جهان است و هم علت مبقيه » يعنى : هم جهان را ساخته و هم آن را نگاه مىدارد و مانند بناء نيست كه خانه‌اى بسازد و خود در كنارى بنشيند . [ 3 ] . گرك ، مقصود Grecian Greek است به انگليسى ، و Grec Grecque است به فرانسه . [ 4 ] . ضواحى ، جمع ضاحيه ؛ نواحى ؛ بخش‌هاى آشكار و بارز هر چيزى . [ 5 ] . تموستوركليس : نام درست وى تميستوكلس Themitocles ( 460 - 525 ق . م ) است . او ژنرال و سياستمدار آتنى بود . و رهبرى حزب دموكرات را داشت ، در جنگ‌هاى ايران استراتژى نيروى دريائى يونان را معين كرد كه به پيروزى قطعى يونانيان انجاميد در ( سالامين 480 ق . م . ) و شكست خشايارشا . بعدها به خيانت و فساد متهم شد ، در سال ( 471 ق . م . ) به آراء عمومى تبعيد و به ايران گريخت و از سوى اردشير درازدست به‌گرمى پذيرفته شد . [ 6 ] . ارتكزرسس ) Artakezrses ( نام يونانى اردشير درازدست پسر خشايار شاست . ولى اين واقعه در روزگار خشايارشا رخ داده كه يونانيان او را كزرك سس ) Xesxes l kesrkses ( مىناميده‌اند . و شيخ اين دو نام را بهم اشتباه كرده است .