سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

33

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

عملى حاصل نخواهد شد . پس اول واجب بر انسان آن است كه در ازالهء اين صفت بكوشد تا آنكه به كمال نفسى فائز گردد و بدين دسيسه عقبات و موانع طريق حيوانيت را برداشتند و سلوك سبيل بهيميت را كه عبارت از اشتراك و اباحت بوده باشد ، بر نفوس آسان كردند . [ 1 ] پوشيده نماند كه موجب امانت و صداقت حقيقةً دو امر است يكى : اعتقاد به روز بازپسين ، و ديگرى ملكهء حياء ، و ظاهر گرديد كه از جملهء اركان تعليمات اين گروه نيچريها ، رفع آن اعتقاد و ازالهء آن ملكه است . پس تأثير تعليمات ايشان در اشاعهء خيانت و كذب بيشتر است از تأثير قول كسىكه به نفس خيانت و كذب دعوت مىكند . زيرا آنكه ، چون موجب امانت و صداقت يعنى آن اعتقاد شريف و آن صفت جليله در نفس بوده باشد هروقت نوعى مقاومت با قول داعى [ 2 ] به‌خيانت و كذب خواهد كرد اگرچه مقاومت با ضعف باشد . و از اين جهت در تأثير قول او اندكى ضعف حاصل شده گاه‌گاهى صاحب آن عقيده و داراى آن صفت از خيانت و كذب اجتناب خواهد نمود ، بر خلاف آنكه اصل موجب از لوح نفس سترده گردد ، چونكه در اين هنگام هيچ باعث و داعى از براى اجتناب باقى نخواهد ماند . علاوه براين ، چون اين گروه ، بناء مذهب خود را بر اباحت و اشتراك گذاشته‌اند و جميع مشتهيات را حق مشاع پنداشته‌اند و اختصاص و امتياز را اعتصاب انگاشته‌اند ، [ 3 ] چنان كه ذكر خواهد شد ، ديگر محلى و جايى از براى نسبت خيانت باقى نخواهد ماند به جهت آنكه اگر شخصى از براى استحصال حق مشاع [ 4 ] خود حيله‌اى را اختيار كند آن خيانت نخواهد بود ، و همچنين اگر دروغى را وسيله سازد قبيح شمرده نمىشود .

--> [ 1 ] . اين عبارات هم نشان مىدهد كه نيز مانند خواجه نظام‌الملك يا نويسندهء كتاب سياست‌نامه ، اشتراك و اباحت در مال و زن را بدين معنى مىفهميده كه هركس از مال ديگرى بخواهد مىتواند بخورد ، و با زن هركس بخواهد مىتواند بخوابد و كام جويد ! [ 2 ] . داعى : دعوت‌كننده . [ 3 ] . يكى از معانى اعتصاب سخت‌گرفتن است و به‌نظر مىرسد كه مقصود سيد از اين عبارت اين است كه اشتراكى مىپندارد كه شخص بسبب امتيازى كه دارد مالى به خود اختصاص مىدهد ، و مايهء سخت‌گيرى به مردم و محروم‌ماندن آنها مىگردد . [ 4 ] . مشاع : مشترك .