سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

29

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

آيا ملاحظه نمىكنى هرگاه استاد خواهد كه شاگرد خود را به فضيلتى بخواند ، او را مخاطب ساخته مىگويد : شرم و حيا نمىكنى از اين كه قرين تو در فضيلت از تو پيشى گرفته است ؟ و اگر اين خصلت نمىشد [ 1 ] ، نه توبيخ را اثرى بود و نه تشنيع را ثمرى و نه دعوت را فايده‌اى . پس معلوم شد كه اين سجيّه ، اصل همهء خوبىها و اساس همهء فضائل و موجب همهء ترقيات بوده است و مىباشد . فكر كن اگر اين صفت در قومى نباشد چه‌قدر خيانت و دروغگويى درميان آحاد [ 2 ] آن فاش خواهد شد ، و چه اندازه افعال رذيلهء شنيعه و اعمال بشعهء [ 3 ] قبيحه جهراً از آن‌ها سر خواهد زد ، و چه مقدار سفلگى و دنائت و نذالت [ 4 ] و شراست اخلاق [ 5 ] ايشان را فرا خواهد گرفت ، و چگونه حيوانيت و بهيمت بر آنها غلبه خواهد كرد . دومى : امانت است . و معلوم است هر شخصى را كه بقاء نوع انسانى و زيست آن در اين عالم موقوف به معاملات و مبادلهء اعمال است ، و روح و جان معاملات و مبادله‌ى اعمال امانت است و چون روح امانت درميانه نباشد معاملات ازهم گسيخته ، و رشتهء مبادلهء اعمال بريده خواهد گرديد و در وقتىكه نظام معاملات پاره‌پاره شود ، هرگز انسان را در اين جهان بقاء و زيست ممكن نباشد . و نيز رفاهيت و آسايش امم و شعوب و انتظام معيشت آنها صورت وقوع نمىپذيرد مگر به‌يك نوعى از انواع حكومت ، چه حكومت جمهوريه بوده باشد و چه حكومت مشروطه و چه حكومت مطلقه . و حكومت به جميع انواعش متشكل و متحقق نمىگردد و پايدار نمىشود مگر به جماعتى كه به‌صفت حرّاس [ 6 ] متصف شده در حدود بلاد منع تعديات اجانب را نمايند و در داخل مملكت در قلع و قمع قتّالين و فتّاكين و قطاع طريق و سرّاق [ 7 ] كوشند و به گروهى كه به شريعت دانا بوده باشند ، و قوانين و نظامات دول و امم را بدانند و بر منصهء حكم و قضا از براى فصل دعاوى حقوقيه و جنائيه نشسته رفع خصومات را نمايند ، و به اشخاصى كه ضرايب و جبايات [ 8 ] را بر وفق قانون حكومت

--> [ 1 ] . نمىشد : وجود نمىداشت ، موجود نمىگشت . [ 2 ] . آحاد : يك‌يك ، يكان يكان . [ 3 ] . اعمال بشعه : كارهاى بد و ناشايست . [ 4 ] . نذالت : پستى ، فرومايگى . [ 5 ] . سوءِ اخلاق [ 6 ] . حراس ، جمع حارس : پاسداران . [ 7 ] . سراق ، جمع سارق : دزدان . [ 8 ] . ضرايب و جبايات : ماليات‌ها و حقوق شرعيه .