سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
18
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
رسيده و از آن صورت منتقل گرديد و به اول درجهء انسانى پانهاد كه جنس ياميام [ 1 ] و سائر زنوج [ 2 ] بوده باشد . پس از آن بعضى از افراد انسان عروج نموده بر افق اعلى از افق زنگيها مقام گزيد و آن افق انسان قوقاسى است و برحسب زعم اين شخص ممكن است كه بعد از مرور قرون و كرور دهور ، پشهها فيل گردد و فيلها تدريجاً پشه شود ( ! ) [ 3 ] و اگر از او پرسيده شود كه : انواع درختها و نباتاتىكه در بيشه و جنگلهاى هندوستان از قديمالايام بوده و در يك بقعه از زمين پاى در گل ، و به يك آب و هوا تربيت مىشود به چه سبب آنها در بنيه و طول و اوراق و ازهار و اثمار و طعم و عمر مختلف مىباشد ؟ و چه دواعى و بواعث خارجيه در آنها تأثير كرده است با وحدت آب و هوا و مكان ؟ البته به غير از عجز ، چيزى ديگر اظهار نخواهد كرد . و اگر گفته شود كه ماهيان بحيرهء ارال [ 4 ] و بحر كسپيان [ 5 ] با اشتراك آنها در مأكل و مشرب و تسابق آنها در يك جولانگاه ، چرا اشكال و هيآت آنها مختلف گرديده است ؟ بجز زبان خاييدن چه جواب خواهند داد ! و همچنين اگر سؤال شود ازو ، از حيوانات مختلفةالصور و آن اقوامى كه در يك منطقه مىباشند و زيست آنها در سائر مناطق متعسر [ 6 ] است ؛ و يا از حشرات متباينةالخلقة و التركيبى كه قدرت بر قطع مسافات بعيده ندارند ، سواى لكنت چه علت بيان مىكنند ؟ بلكه اگر به دو گفته شود كه آن جراثيم ناقصةالخلقهء فاقدةالشعور را كه راهنمايى نموده به استحصال اين اعضاء و جوارح ظاهريه و باطنيهء متقنهء محكمهاى كه حكماء از اكتناه [ 7 ] اتقان و احكام آنها عاجز و ارباب فيسيولوجيا [ 8 ] از تعداد [ 9 ] منافع
--> [ 1 ] . ياميام : نام گروهى از انسانهاى ابتدايى . [ 2 ] . زنوج : زنگيان [ 3 ] . اين عبارت به اغراق ادبى مىماند تا به يك واقعيت علمى و فلسفى . بويژه اينكه « فيلها تدريجاً پشه شوند » . [ 4 ] . بحيرهء ارال : درياچه ارال ، گويا مقصود همان رودخانهء ارال است در اتحاد جماهير شوروى ، كه از سلسله جبال اورال سرچشمه گرفته بدرياى خزر مىريزد . و متجاوز از 1938 كيلومتر طول دارد . [ 5 ] . بحر كسپين Caspian ، درياچه يا درياى خزر در شمال ايران . [ 6 ] . متعسر : سخت ، ناممكن . [ 7 ] . اكتناه : بكنه و بن رسيدن ، و اكتناه اتقان و احكام : پىبردن به كنه و استوارى و محكمكارى . . . [ 8 ] . مقصود physiology يا علم وظايفالاعضاء است ، و در آن از روش كار اندامهاى آدميان و جانوران و رابطهء آنها با يكديگر بحث مىكنند . [ 9 ] . تعداد : شمارهكردن ؛ شمردن .