سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

115

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

ماده [ 1 ] را محلّ از براى اسكان [ 2 ] نفس ناطقه در أزل‌الآزال ! . و پس از ارتباط نفس به بدن و حصول علاقه تامه استنكاف نمودند كه قابل فساد نفس بوده باشد ، بر فرض آنكه فساد چون عوارض خواهان محلى بوده باشد - و حال آنكه فساد به‌معنى انعدام و نابودشدن است - اما مسائل الهيات دانسته باد كه آنها حكم كردند اولًا به‌وجوب سنخيّت و مناسبت تامّه در ميانه علت و معلول ( به محاكمات رجوع شود ) پس از آن گفتند كه خداى تعالى ، علت است از براى جميع ممكنات ، بعضى را بلاواسطه و بعضى را بالواسطه و از بيان سنخيّت [ 3 ] و مناسبت ميانه واجب تعالى و ممكنات ، سكوت ورزيدند و در سعادت و شقاى نفس به اقوال شعريه قناعت كردند و بالجمله غالب مسائل آن كتب ، ناتمام است . و اما كتب متأخرين همهء آنها مشحون است از ابحاث بسمله و حمدله و صلعمه [ 4 ] و منازعات و مناقشات و خلط مباحث علوم به يكديگر و هيچ شبههء در اين نيست كه كتب متقدمين حكماى مسلمين ، با همه نقص به جميع وجوه ، بهتر است از تأليفات متأخرين ، چنانچه مسلمانان پيش ، در هر چيز بهتر بودند از مسلمانان اين زمان . و چون فلسفه و غايت و كتاب آن و حال كتب فلاسفه مسلمانان ، معلوم گرديد اكنون علما و فضلاى هندوستان را مخاطب ساخته مىگويم : اى اصحاب قرائح زكيه ! و اى ارباب غرائز طيبه طاهره ! و اى خداوندان اذهان ثاقبه ! و اى دارايان افكار واسعه ! چرا انظار خود را يك بار از آن كتب ناقصه برنمىداريد و بدين عالم وسيع نظر نمىافكنيد و در حوادث و علل آن پى حجاب آن مؤلفات تدّبر و تفكّر به كار نمىبريد ؟ و چرا آن عقول عاليه را هميشه در اين مسائل جزئيه استعمال مىكنيد كه آيا علم از جملهء بديهيات مستغنى از تعريف و يا نظرى ، محتاج به تعريف است ؟ - و آيا علم از مقوله فعل است و يا از مقوله انفعال است ؟ و يا از مقوله اضافه است ؟ و يا از مقوله كيف ؟ و موضوع منطق معقولات ثانويه و يا تصوّرات و تصديقات بديهيه ؟

--> [ 1 ] . عناصر اربعه [ 2 ] . آرميدن [ 3 ] . جنسيت [ 4 ] . بسم‌اللَّه گفتن و الحمداللَّه گفتن و صلوات فرستادن و اين سه كلمه مصدرهاى جعلى هستند .