سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
99
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
اموال آنها ، خواهند كوشيد و عطش شهوات خود را از خون بيچارگان تسكين خواهند داد و قصرهاى خويش را به دماء بينوايان مزين خواهند ساخت . و بالجمله ، در هلاك عباد و دمار بلاد كوششها و سعىها به كار خواهند برد . پس سبب ديگرى از براى كف ارباب شهوت از تعديات و اجحافات باقى نماند مگر وجه رابع ، يعنى ايمان بر اينكه عالم را صانعى است دانا و توانا و اعتقاد بهدين كه از براى عمل خير و شرّ پس از اين جهان ، جزائى است معين و الحق اين دو اعتقاد معاً ، پايدارترين اساسى است از براى كبح شهوات و رفع تعديات ظاهرّيه و باطنيّه و محكمترين ركنى است بهجهت برانداختن حيلهها و تزويرها و تدليسها و نيكوترين باعثى است براى احقاق حقوق و اوست سبب امنيت و رفاهيت تامه و بدون اين دو عقيده ، هرگز هيئت اجتماعيّه صورت وقوع نپذيرد و مدنيّت لباس هستى نپوشد و مايه معاملات استوار نگردد و مصاحبات و معاشرات بىغل و غش نشود . و اگر كسى را اين دو اعتقاد نباشد ، بههيچوجه او را داعئى بهسوى فضائل و زاجرى از رذائل نخواهد بود ، بههيچ چيز او را از خيانت و دروغگوئى و منافقى و مزوّرى منع نخواهد نمود ، بهجهت آنكه علت غائيه جميع ملكات مكتسبه و افعال اختياريه ، چنانچه گفته شد ، نفس انسان است . و چون كسى را اعتقاد بهثواب و عقاب نباشد ، كدام چيز ديگر او را از اين صفات زشت منع نموده و به اخلاق حسنه دعوت خواهند نمود ؟ خصوصاً در وقتى كه معلوم شود انسان را كه نه از اتصاف بدانها ضررى در دنيا برو مترتب خواهد شد . و نه از تخلّق بدينها او را فايدهئى خواهد رسيد و كدام امر او را بر معاونت و مناصرت و مرحمت و مروّت و جوانمردى و ديگر امورىكه هيئت اجتماعى را از آنها گريزى نيست ، الزام خواهد كرد ؟ پس ، از همه آنچه بيان كرديم ، به نهج اوضح ظاهر شد كه دين اگرچه باطل و اخسّ اديان بوده باشد ، بهجهت آن دو ركن ركين ، يعنى اعتقاد به صانع و ايمان به ثواب و عقاب و بهسبب سائر اصول ستّه آن كه ودائع دينها و كيشهاست ، از طريقه ماديين ، يعنى نيچريها بهتر است در عالم مدنيّت و هيئت اجتماعيه و انتظام امور معاملات ، بلكه در جميع اجتماعات انسانيه و در همه ترقيات بشريه ، در اين دار دنيا .