سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

72

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

سرشار است ، شما را از هر هوا و هوسى كه موجب دوتيرگى و اختلاف كلمه باشد نگاه ميدارد ، شيطان نميتواند بين شما را به هم بزند ، شما چون دستى هستيد كه خدا با آن از قلعه‌هاى محكم دين خود دفاع مينمايد ، و با اين دست است كه ارتش كفر و ياران زنادقه را دور ميسازد . تمام مردم ( به غير از آن كسى كه بنا است زيان كار و بدبخت باشد ) فرمان‌بردار شمايند ، اگر شما خلع اين نادان را اعلان كنيد بزرگ و كوچك ، بينوا و توانگر ، اطاعت خواهند كرد ( خودتان همين روزها ديديد ؛ بنابراين محتاج نيست كه من دليل بياورم ) بخصوص اينموقع كه دراثر اين سلطنت جابرانه آميخته بجهالت ، سينه‌ها به تنگ آمده ، سلطنتى كه نتوانسته ارتشى آماده كند و نه شهرى را آبادان نموده ، فرهنگ را توسعه داده ، نه نام اسلام را بلند ساخته ، نه يك روز دل ملت در پناهش راحتى ديده ، بلكه درعوض كشور را ويران و توده را ذليل كرده و ملت را بگدائى انداخته و سپس گمراهى دامنگيرش شده و از دين بيرون رفته ، استخوان مسلمانان را خرد ساخته و با خون‌شان خمير كرده تا از آنها براى ساختن كاخ شهوت پست خود ، خشت تهيه كند ! و در اين مدت دراز ، در اين ساليان متمادى نتيجه‌اى كه بر چنين حكومتى مترتب شده همين است . نابود باد اين پادشاهى ، واژگون باد اين سلطنت ، اگر اين پادشاه خلع شود ( و خلع وى هم با يك كلمه ، كلمه‌اى كه روى غيرت دينى از زبان اهل حق خارج مىشود ) آنكه جانشين وى خواهد بود ، نمىتواند از فرمان شما سرپيچى كند و جز خضوع در پيشگاه شما مقدورش نيست ، زيرا كه او قدرت الهى شما را به چشم خود مىبيند ، قدرتى كه به آن سركشان را از تخت گمراهى پائين ميكشند . ملت وقتى زير سايه دين از داد برخوردار شود ، رغبتش بشما زيادتر خواهد شد و گرد شما خواهد گرديد ، آنگاه همه در پناه خدا و حزب علماء كه دوستان خدا هستند درمىآيند . هركس خيال كند خلع اين پادشاه جز با قشون و توپ و بمب ممكن نيست ، خيال بيهوده‌اى كرده ، اين‌طور نيست ، چون يك عقيده و ايمانى در مغز مردم رسوخ نموده و در دل آنها جاگرفته و آن عقيده اين است كه مخالفت علماء مخالفت خدا است . راستى هم همين‌طور است و پايه مذهب هم روى اين عقيده مىباشد . * * *