سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
68
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )
فرونشاندن هيجان احساسات عمومى ، من و هواخواهانم را كه فقط روى غيرت دينى ( به قدر استطاعت ) درمقام مدافعه از كشور و حقوق مردم برآمده بوديم ، به طايفهء بابىها نسبت داد ! همچنانكه زبان بريده ابتدا شهرت داد كه من ختنه نشدهام ، - وااسلاما - اين ناتوانى چيست ، اين سستى براى چه ؟ ، چگونه ممكن است دزد بىسروپا و فرومايهاى مسلمين و كشور اسلام را به اندك بهائى بفروشد و به دانشمندان و سادات اعتنا نكند و به فرزندان مرتضى بهتان بزرگى ببندد و يكدست قوى نباشد تا براى تسكينخاطر مؤمنين اين ريشه گنديده را كنده و انتقام آل پيغمبر را بگيرد ؟ . به علت اينكه از شما دور هستم ، مفصلًا شكايت نميكنم و چون مجتهد و عالم حاجى سيدعلى اكبر عازم بصره بود ، به من گفت نامهاى برئيس مذهب بنويسم و اين مقاصد را متذكر شوم . من هم گفته او را پذيرفتم و اين نامه را مينويسم و ميدانم خدا بدست تو گشايشى خواهد داد . والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاتة جمالالدين الحسينى