سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

49

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

حاجىجان ! چه حاضر بود و كدام چيز آماده بود ؟ من صدراعظم نمىخواهم بشوم ؛ من وزير نمىخواهم بشوم ؛ من اركان دولت نمىخواهم بشوم ، من وظيفه نمىخواهم ؛ من عيال ندارم ، من ملك ندارم و نمىخواهم كه داشته باشم . پس چه حاضر بود و چه آماده ؟ جناب حاجى بسيار اشخاصها بواسطه من به رتبهء بيگى و پاشائى رسيده‌اند و بسيار اشخاص بتوسط من به مواجب‌هاى باهظه رسيده‌اند و لكن خود من هميشه به يك حالت بوده و خواهم بود جز نصيحت و اصلاح مقصد ديگرى ندارم و آن كه دل شاه را تغيير داد اگر قلندر اصفهانى است و يا ناقلندر تهرانى ، زنيمى كه راضى شد و آن عتيلى [ 1 ] كه تهاون ورزيد ، خداوند تعالى از همه‌كس بهتر مىداند ( انسان چون حق كشف حقايق نتواند بكند ) جزاء همه در اينجا و در آنجا در دست حق است . نگاشته بوديد كه جناب جلالت‌مآب اجل افخم به اوج اقتدار رسيده‌اند ! اگر در آن نفع خلق است باعث مسرت و خشنودى است . اگر چشم من درو خير عموم عباداللَّه نباشد ، كور باد بهتر است و اگر دستم براى سعادت مخلوق نكوشد ، از حركت بازماند و اگر پايم در راه نجات امت محمديه قدم نزند شكسته شود . اينست مذهب من و اينست مشرب من و اميد آن دارم كه جناب جلالت‌مآب اجل ، به قدر اقتدار خود در خير ايرانيان بيچارهء مسكين فلك‌زده بكوشد . و اما ميرزا نعمت‌اللَّه ، سواد مكتوبى كه از براى شما روانه كرده بود ، پيش من فرستاد و البته شما يكى از آن وجوه ثلاثه را كه بشما عرضه كرده بود ، قبول خواهيد كرد و از راه عدل و انصاف منحرف نخواهيد شد . از فاضل چيزى ننوشته بوديد ، جميع اهل خانه و متعلقين خود را و حاجى محمدابراهيم را از طرف من سلام بگوئيد و آتش سوزان برزخ اين جهان را بر خود بملاحظه قيموميت الهيه بَرد و سلام نمائيد و جناب آقاميرزا خليل را مخصوصاً سلام بگوئيد . عبدالغفور حالش چگونه است ؟ والسلام . جمال‌الدين الحسينى

--> [ 1 ] . زنيم ، پست و فرومايه . عتيل مزدور ، نوكر .