سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

13

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

1 پنج نامه به ناصرالدين‌شاه ، امين‌السلطان و ركن‌الدوله دربارهء بدانديشيها و كوتاه‌نظريها و اوضاع ايران نامه‌اى به امين‌السطان حقوق عامه ، عدل و قانون پطرزبورغ - غره ژانويه فرنگى جناب جلالتماب أجلّ أفخم ، حبيب‌الرحّمن ، أمين‌السلطان ، اجل‌اللَّه قدره و جعله فى حرزمنه را سپاسها و درودها باد . مكالمه‌ئى كه در طريق حضرت عبدالعظيم درميان رفت و آنچه گفتم و آنچه فرموديد ، البته در خاطر باشد ، پس اگر كسى به توهم مزاحمت و يا به تخيل مسابقت سر به‌زانوى خلسه نهاده در لوح محفوظ ديده باشد كه خدا رحم كرد و الا من در توده خاكستر ايران آتش ميزدم و ويرانه‌هاى آن مرز و بوم را زيرو زبر ميكردم و در آن عالم هرج و مرج خلل مىافكندم ، البته در مكاشفهء خويش خطا كرده است . بايران آمدم ( به خواهش همايونى ) و از خليج فارس تا ساحل بحر خزر پيمودم و چون قدم بكشتى نهادم و غبار آن بيت‌الحزن را از دامن ستردم ، به غير از هديه آن جناب اجل و مهمانيهاى حاج محمدحسن وللَّه الحمد بر ذمه خود چيزى از ديگرى نيافتم ، پس اگر غولى ناهنجار ژاژخوائى كند ( چنان كه كرد و در روزنامهء فرانساوى ايران چندماه مقدم نوشت ) ، و بگويد كه قطعاً و عياناً دين و عبادت من درهم و دينار است ! ، بلاشك مشاهدهء او را در نزد اسافل طبقات انسانها وقعى نباشد ، تا اعالى درجات آنها را چه رسد ( بلى سگ ديوانه را چه دوست چه بيگانه ) ! پس بايد از اين دو مطلب درگذشت ، آنكه در آنجا است از مستعصم عباسىاش برتر نميدانم و اينكه در اينجا است از هلاكويش [ 1 ] پستر نميشمارم ولى در اين عالم نيستم البته من ميخواهم كه جميع كافران عالم را برانگيزانم و برين دارم كه اين متلبسين به لباس اسلام را مجبور كنند كه اقلًا در يك جزء از دين كه متعلق بحقوق عامه است كه ميزان عدل و قانون حق باشد ، مسلمان باشند و در جزء ديگر باشند آنچه

--> [ 1 ] . ظاهراً مراد سيد سلطان عثمانى و تزار روس است .