سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين
29
ضياء الخافقين
همراه با نامهء سيد ، خطاب به علماى مشهور ، براي « حسنعلى خان نواب » مىفرستد : « پنج شنبه نيز رسيد با اينكه از ظهر گذشته است هنوز خبري نرسيده من نمىدانم چكار بايد كرد واقعاً دچار سرگيجه شدهايم أعلى حضرت دست خطى نوشته ونامه أخير جمال الدين خطاب به علماء را براي من فرستادهاند ، من ، هم دستخط شاه ، وهم نامهء مزبور را فرستادم كه براي جناب آقاى سفير ترجمه نمائيد هر گاه ايشان خواسته باشند نامه سيد جمال الدين ورونوشت دستخط را به لندن بفرستند مانعى نخواهد داشت من نمىدانم سفير راجع به اين موضوع چه فكر مىكند البتة جمال الدين به خود من حمله ننموده است ولى تمام مندرجات نامه أخير أو بر عليه أعلى حضرت همايونى مىباشد . امين السلطان » [ 1 ] سفير انگليس ، باز پس از وصول نامهء امين السلطان ودستخط شاه ، نامهء محرمانهء ديگرى را در همان روز ، براي وزير أمور خارجهء انگليس مىنگارد : « نامهء محرمانه سرلاسل شماره 83 مؤرخ 11 ماى 1892 به ماركيز أوف ساليسبورى وزير أمور خارجه انگليس . عالي جناباعطف به نامهء قبلي اين جانب مؤرخ همين روز اينك با كمال افتخار ترجمهء يادداشتى را كه امين السلطان به عنوان حسنعلى خان نوشته ودر ضمن دستخط
--> [ 1 ] . همان مدرك .