ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
787
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )
زهد و ترك دنيا و تجريد و عزلت مبدّل كردهاند ، و صفت شره ( 1 ) را به تقليل طعام و گرسنگى و صفت شهوت را به ترك لذّات و كثرت رياضت و مجاهدات . همچنين هر صفتى را به ضدّ آن علاج كردهاند ، چنان كه طبيب صورى . و اين طريق معقول و مناسب است ، و ليكن عمرها در اين صرف كردهاند تا يك صفت را مبدّل كردهاند ، و بكلّى مبدّل نشود كه اين صفات ذاتى و جبلّى انسان است و لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّهِ . ( 2 ) و آن صفات هر يك در مقام خويش مى بايد ، بكلّى آن زائل كردن مقصود نيست . فلاسفه از اينجا در غلط افتادند كه عمرها در تبديل يك صفت صرف كردهاند ، و متابعت انبيا واجب ندانستند ، گفتند : ما علم و عقل داريم ، به متابعت انبيا چه حاجت داريم كسى را حاجت كه جاهل و كم عقل بود . ( شعر : آن زنان چون عقلها را باختند * بر رواق عشق يوسف تاختند اصل صد يوسف جمال ذو الجلال * اى كم از زن شو فداى آن جمال عاقلانش بنديان بنديند * عاشقانش شكّرى و قنديند ) اشرف و اعلى و الطف و اجلى از عقل ، ( 3 ) چون حقيقى و سرّ و روح و خفى ، و به عقل ادراك اين آلات نتوان كرد و آن را پرورش به عقل نتوان داد ، و اين طايفه اگر عمرى صرف كنند در تبديل اخلاق ، و مجاهده كشيدن بى قانون شرع ، ( 4 ) چون يك زمان از محافظت نفس باز مانند ، ديگر باره توسنى آغاز كند و افسار از سر فرو كند و روى به مراتع خويش نهد ، بلكه سگ نفس را هر چند بيشتر بربندند ، گرسنهتر بود ، و چون از قيد رياضت خلاص يابد ، شره و حرص او زياده باشد ، و جملگى صفات همين نسبت دارند . پس اين كار به مجاهدهء خشك بر نيايد . وقتى حسين منصور ،
--> ( 1 ) شره : شكم پرستى ، پرخور به خوراك ( 2 ) الروم : 30 ( 3 ) مرصاد العباد : [ ندانستند كه وراى عقل آلاتى ديگرست انسان را هزار باره از عقل شريفتر ] چون دل . . . ( 4 ) همان : و مجاهده كنند بر قانون شرع