ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

59

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

حقّ تعالى در صور ايشان متحقّق است ، و از جانب حقّ تعالى اقتدار بر اين ظهور و اظهار متيقّن ، و ما وجد العالم إلّا عن أمرين : عن اقتدار إلهى منسوب إليه - أى إلى الإله أحديّة الكثرة من حيث الأسماء - و عن قبول من جانب العالم صفة الوجود كما مرّ تفصيله پس به قدرت كامله ظاهر شد به صور حقايق و اعيان خلايق متّصف به اوصاف و احكام و آثار متخالفهء متكثرّهء خلقيه و معنى « عرفت اللّه بجمع الضدّين » از اينجا ملاحظه مى توان كرد . و اللّه ولىّ الأفهام . قاسم : ( 1 ) اى مظهر جمال تو مرآت كائنات * و اى جنبش صفات تو از مقتضاى ذات هر جا كه هست لمعه‌اى ، روى تو لامعست * گر كنج صومعه است و گر دير سومنات چون ظاهر از مظاهر ذرّات عالمى * ظاهر شد از ظهور تو اسم تنزّلات اشباح انس ، صورت ارواح قدس دان * و ارواح قدس ، صورت اعيان ممكنات هر صورتى تعيّن خاصّست در وجود * محو است نقش غير و نشان تعيّنات مشكل ز حدّ گذشت درين عقدهاى او * اى پرتوى جمال تو حلّال مشكلات قاسم شد از شراب ازل مست لم يزل * هل من مزيد مى زند از بهر باقيات « و نشر الرّياح برحمته » و نشر كرد رياح را و منبسط گردانيد در تجاويف سطوح

--> ( 1 ) مج : ( قاسم ) محذوف . آن چنان كه در فهرست نسخ خطّى سپهسالار ( 1 - 131 ) آمده ظاهرا منظور از قاسم ، قاسم انوار است . نام وى معين الدين على بن نصير بن هارون حسينى متخلّص به قاسم ، 757 - 837 ق .