احمد على بابائى
82
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
خشم آنان كه در انتقام بر خشم رسند * در ذلت و بند خويش بيداد رسند كز عفو نبوده انتقامى بهتر * عاقل نكند خشم بر اميال پسند متى اشفى غيظى اذا غضبت ( إلخ ) كى توانم بهبودى دهم خود را آن زمان كه غضب كردهتر شر و باشم و نيز ناتوان بودن در وقت انتقام لذت بخش و بر انتقام توانابودن بد فرجام ، چنان كه از ناتوان بودن در وقت خشم داشتن ارادهاى قوى و رأى درست و ذكاوت انسانيت بوده و بلعكس چون از براى انتقام در خشم شدن و بانتقام نشستن همانا نتوانستن و بى اراده و بيمار بايد دانست چنان كه كوته دست در اميال خود را خوار خواهد شمرد و لذت عفو را انتقامجو نخواهد چشيد ، و تو اى مؤمن بدان كه ترشرو بودن همانا در خشم شدن است و به اميال واقعى دست نيافتن و غضب نمودن نشانه بى خرديست كه دانا نيز توانا بوده و هرگز با ترشرويى خود را نشان ندهد . پس : كسانى كه در انتقام خود خشم كنند ، در ذلت و خوارى به فريادشان هيچ كس نخواهد رسيد ، و چه خوب و نيك باشد عفو نمودن و بر انتقام ننشستن كه بخشنده پيروز است و ارادهاى قوى دارد و نيكوكاران و پارسايان ترشرو نباشند و غضب نكنند كه نشانه در انتقام بودن بى خرديست .