احمد على بابائى

77

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

مردن عمر است كز آن چند صباحى مانده * با دست تهى مرو شوى شرمنده اندوخته‌ات را ز گنه پر نكنى * آن را تو درو كنى كه خود افشانده الرحيل و شيك ( إلخ ) كوچ نمودن و از دنيا رخت بربستن نزديك است و چند صباحى بيش نمانده ، و عاقلان و پارسايان و هوشياران كسانى هستند كه چون اندوخته‌اى از ايمان براى رفتن داشته باشند و كسانى كه با دست تهى روند و يا بار گناه و معصيت همراه و توشه راه‌شان باشد نزد خداوند بزرگ و صاحب جهان و خالق يكتا خجل گردند ، چنان كه هر يك از گناهان را هزار بار جزا باشد و واى به حال آنكه اندوخته‌اى پر از گناه را با خود به آن سراى ببرد و تو اى پارسا بدانكه آنچه اندوخته از ثواب و اعمال نيك دارى نزد خالق يكتا شرمنده نخواهى بود و خداى بزرگ تو را از آتش دوزخ در امان داشته و خلد برين را سراى پارسايان مى نمايد كه جز نيكوكاران و آنان كه از احكام الهى پيروى كرده و از پليدى ها و اعمال شيطانى دورى جسته‌اند ، پس : از عمر چند صباحى بيش نمانده كه وقت رفتن است و آنهايى كه با دست تهى و بدون اندوخته روند خجل گردند و نزد خداوند شرمنده شوند و آنهايى كه اندوخته‌شان از گناه پر باشد هر گناه كوچك را هزار بار جزاى سخت بينند و چنان ماند كه تخمى پاشيده و هزار دانه درو نموده‌اند .