احمد على بابائى
48
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
سعادت دو سراى دنيا چو سراى ماندنت نيست رفيق * بر خواستههاى دل شدن نيست طريق رو طاعت و بندگى حق كن كه حقيق * بر روز جزا همى شوى پاك و طليق الدنيا دار ممر لا دار مقر ( إلخ ) اين جهان خانهايست بر مردمان سراى گذشتن نه جاى ماندن هميشگى ، و دو دسته در اين سراى بيايند كه دستهاى خود را فروشند و خويش را هلاك گردانند و به خواهش هاى نفس تن دردهند و دسته دوم همانند كه گرفتار هواى نفس نگردند و خود را برهانند و به طاعت و بندگى بنشينند و به ياد آخرت باشند كه خداى بزرگ آنها را بهشت وعده دهد و دنيا پرستان را دوزخ است مكانى در آن سراى ، و تو اى مؤمن بدان كه دنيا پرستى و گرفتار هواى نفس بودن جز زيان رسانيدن به خويش و رنج دادن به روح سود ديگرى در بر ندارد ، بلكه بايد بفكر آن جهان نيز بود و خدا را از ياد نبرده به طاعتش نشست ، پس : بدان و آگاه باش كه دنيا سراى ماندن هميشگى نيست تا بر خواستههاى دل شوى ، و راه هواى نفس را در پيش گيرى چنان كه بايد كمى هم به آن سراى بيانديشى و بفكر طاعت خدايت باشى خدايى كه اين همه هستى از اوست . و آن كسى كه بفكر فرداى قيامت بوده و خداى متعال را از ياد نبرد در روز جزا گشاده روى باشد كه از كردههايش بيم نداشته و آسوده از عذاب و كيفر الهى است .