احمد على بابائى

41

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

بدن در مقابل سرما و گرما آمد چو خزان پيراهنى پوش فزون * وز دى كه گذشت از تنت كن بيرون آماده نما بسرد و گرما جانب * صحت به تنت مدام باشد بى چون توقوا البرد فى اوله ( إلخ ) بپرهيزيد از سرماى اول پائيز و خود را بر چنين سرمائى كه در پيش داريد با اندك لباسى سپر نسازيد كه چون فرا رسد سرماى زمستان آن وقت دير خواهد بود و سرما به بدن شما اثر خواهد كرد و از همان اوائلى كه تابستان بسر آمد بدن خود را بپوشانيد و در آخرش كه سرما رو باتمام است ( بهار ) به پيشباز آن رويد و اندك از لباس كم گردانيد و همان كنيد كه بدن خو گرفته است تا آماده گرم شدن باشد . زيرا سرما در بدن همان كند كه بر درختها مىكند ، نخست آن را سوزانده و آخرش مى روياند و گرما نيز همان به بدن كند كه بر درختها و علفها مى نمايد اول شيره‌اش را خشك كند و سپس زرد مى نمايد و مدتى به حالت خواب نگه ميدارد و بعد مى روياند . پس : چون خزان و پائيز فرا رسيد پيراهنى افزون پوش و بدنرا آماده نما از براى رسيدن سرما و چون از دى گذشت و سرما رو باتمام گذاشت كمى از تنت بيرون نما تا آماده شوى از براى گرما ، تا سرما و گرما صحت و سلامتى تو را به بيمارى مبدل نسازد از هواى اين چند فصل