احمد على بابائى
37
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
خودخواهى ، دانائى برتر ز خرد نيست بسى ثروت و مال * كر عقل نكو ، توان شدن خوش اقبال خود خواهى بود بجان مثال خورهاى * كآورده بجان خويشتن مرد جهال لا آمال اعود من العقل ( إلخ ) هيچ ثروت و دارائى نيست كه با خرد و دانايى برابرى كند و هيچ تنهايى خوفناكتر از خود پسندى نيست . زيرا خرد و دانايى بر آن شود كه سعادت دو دنياى را در بر گيرى و در هر دو سراى نكو گشته و راه نيك پذيرى و در آخرت نيز مقامى بس و الا صاحب كردى ، بدين معنى كه عاقل و خردمند هميشه كار نيك انجام دهد چون دانا و عاقل است از كار زشت و راه بد دورى جويد و سبب پاك دامنى و عفيفى او گردد كه همين امر موجب شود عاقبتى نيك داشته و مردم نيز بخاطر خوى نيك و ، وى را با ديده احترام بنگرند ، دوم خود پسندى كه چون همه را از خويش رانده به همان دليل خود خواهى كه در وجودش خورهاى پديد آمده است و هر آن بر روحش آزار دهد و او را ديوانهوار مبهوت خويش سازد و از همه گريزان گردد . پس : بالاتر از عقل و خرد هيچ دارايى و ثروتى نيست چنانچه با عقل سالم مى توان اقبالى نيك داشت و آيندهاى نكو يافت و بدتر از خود پسندى تنهايى اى وجود نخواهد داشت كه خود پسند خورهاى بجان افكنده و خود را با همان درد تباه گرداند .