احمد على بابائى

11

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

محتاج ناكسان گشتن از خواستن حاجت خود نا اميد * سهل است گر آيدت دو صد بار پديد گر بسته شود روزنه‌هاى اميد * به ز ان كه برى دست تمنا به بذيد فوت الحاجت أهون ( إلخ ) آسان بود بر آنكه از حاجت خواستن خود نااميد گردد و بسيار مشكل است توقع از ناكس و كوته دست داشتن ، زيرا اگر خواسته‌ات را نتوانى و نااميد گردى جز اندوه چيزى ببار نياورد كه اندوه نيز بر طرف گردد ، مگر آنكه از ناكسى خواسته‌اى بشود و روا نگردد آن گاه هم ملال و اندوه ببار آورد و نيز موجب شرمندگى باشد كه هرگز پاك نگردد از خوى و خلق تو ، و تو اى دوست دست تمنا پيش هركس دراز مكن هر چند كه تمام آرزو و اميال تو به آن بستگى داشته و از آن نيز بهدف برسى ، زيرا نه آنكه حاجتت بر آورده نگردد بلكه منتى بر تو گذارد و هميشه شرمنده از خواسته‌ات خواهى بود ، پس : اگر از خواستن حاجت خود نااميد شوى بسيار آسان مىباشد اگر چه صدها بار تكرار گردد و چون درهاى اميدت بسته شود و هيچ مددى بر خويش جز خداى يكتا نيابى بهتر از آن است كه دست تمنا پيش هر نامرد و كوته دست و ناكس دراز كنى و خويشتن را عمرى خجل از كرده‌ات سازى .