سيد علي اكبر قرشي

656

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

باب الضاد ضئل : ضئولة : ضعف ، حقارت . ذلّت . از اين مادهّ سه مورد در كلام حضرت آمده است در تقسيم مردم به چهار طبقه فرموده : « و منهم من ابعده عن طلب الملك ضئولة نفسه و انقطاع سببه » خ 37 75 بعضى از آنها كسى است كه ضعف نفس و نبودن اسباب او را از طلب حكومت دور كرده است . به زياد بن ابيه كه از طرف عبد اللّه به عباس در بصره بود نوشت « لئن بلغنى انّك خنت من فيى ء المسلمين . . . لاشدّنّ عليك شدّة تدعك . . . ثقيل الظهر ، ضئيل الامر و السلام » نامهء 20 377 ، اگر بدانم از اموال مسلمين چيزى خيانت كرده‌اى . . . بر تو چنان مى تازم كه تو را فقير و ناتوان از تأمين معاش و حقير و ضعيف در كار گرداند و السلام . ضب : به فتح اول - سوسمار . ضباب : به كسر اوّل - جمع ضبّ است و ضباب - به فتح اول - به معنى شبنم است كه در « نهج » يافته نيست از اين ماده سه مورد در « نهج » داريم . در ملامت يارانش فرموده : « كلّما اطّل عليكم منسر من مناسر اهل الشام اغلق كلّ رجل منكم بابه و انجحر انحجار الضبة فى جحرها » خ 69 99 هر وقت لشكرى از لشكريان شام بر شمار مى آورد ، هر كس از شما درش را بسته و در خانه مى خزد مانند خزيدن سوسمار به سوراخش . و نيز در ملامت آنها در صفين فرمود : « و كانّى انظر اليكم تكشّون كشيش الضباب لا تأخذون حقّا و لا تمنعون ضيما » خ 123 180 كشيش صداى پوستهاى سوسماران است به وقت ازدحام و كشيش افعى صداى كشيدن آن در زمين است يعنى گويا شما را مى بينم كه مانند پوستهاى سوسماران صدا مى كنيد ، نه حقى را مى گيريد و نه ظلمى را دفع مى كنيد ، چه عجيب است تشبيه امام عليه السلام و چه ناقص است