سيد علي اكبر قرشي
651
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
انسان رسد ، گوئى انسان را قصد كرده است ، « صواب » : حق و درست يعنى آنچه حقيقت را درك كرده است از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است « مصاب » مصدر و اسم مفعول هر دو آمده است دربارهء آن كسى كه در راه خدا با شمشير قيام كرده مى فرمايد : « فذلك الذى اصاب سبيل الهدى و قام على الطريق و نورّ فى قلبه اليقين » حكمت 373 او همانستكه راه هدايت را درك كرده و بر راه راست ايستاده و يقين در قلبش نور گذاشته است . در حكمت 243 فرموده : « اذا ازدحم الجواب خفى الصواب » چون جوابها متشابه شد ، حق پنهان مى ماند . صوت : صدا . جمع آن اصوات است و آن چهارده بار در « نهج » ديده مىشود ، در وصف خداوند فرموده : « لا يلويه شخص عن شخص و لا يلهيه صوت عن صوت و لا تحجزه هبة عن سلب » خ 195 309 ، او را شخصى از شخصى كنار نمى كند ، و صدائى از صدائى مشغول نمى گرداند و دادنى از گرفتن باز نمى دارد . صوح : به فتح اول - خشك شدن و خشك كردن و نيز خشك شدن بالاى علفها با آنكه پائين آنها خشك نشده است و نيز به معنى شكافتن و شكافته شدن آيد مرحوم رضى فرمايد : « يقال انصاح النبت و صاح و صوّح : اذا جفّ و يبس » دو مورد از اين ماده در « نهج » آمده است در دعاى استسقاء فرموده : « اللّهم قد انصاحت جبالنا و اغبرت ارضنا و هامت دوابّنا » خ 115 117 خدايا كوههاى ما خشكيده ، زمين تيره خاك گرديده و حيوانات ما عطشان و بى آب شدهاند . و دربارهء علم آموختن از درياى معلوماتش فرموده : « فبادروا العلم من قبل تصويح نبته » خ 105 152 به سوى علم بشتابيد پيش از آنكه گياه آن خشك شود ، تصويح لازم و متعدى هر دو آمده است . صوخ : به فتح اول - داخل شدن : « صاخ فى الارض : دخل فيها » اصاخه : گوش دادن و استماع . « مصاخ » مكان استماع يعنى سوراخ گوش ، جمع آن مصائخ آيد كه فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با علم حق تعالى فرموده است : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و ما ضمنته اكنان القلوب و غيابات الغيوب و ما اصغت لاستراقه مصائخ الاسماع » خ 191 136 ، مىداند راز راز داران را و آنچه را كه نهانگاه قلوب و اعماق غيبها در خود داشته و آنچه را كه سوراخهاى گوشها به آن پنهانى گوش داده است . صور : ( مثل نور ) به دو معنى آمده : يكى به معنى شيپور كه در لغت