سيد علي اكبر قرشي
648
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دعاء مؤلم بقلبه سمعه فتصامّ عنه » خ 221 341 ، اى بسا جوابيكه دانست ولى از دادن آن عاجز شد و اى بسا كلام درد آوريكه شنيد ولى خود را به « كرى » زد . « حيّات صمّ » خ 26 68 يعنى مارهاى كر ، كه راندن و صدا را نمى شنوند و خطرناكند « صم » جمع اصمّ است « كلامكم يوهى الصم الصلاب » خ 29 72 در « صلب » گذشت منظور سنگهاى سخت است همچنين است : « لصمّ الرواسخ » خ 195 صندوق : معروف است و آن فقط يك بار در كلام حضرت آمده است « صدر العاقل صندوق سرهّ » حكمت 5 ، سينه عاقل صندوق اسرار او است . صنع : ( مثل قفل ) عمل : « الصنع : العمل » راغب جودت عمل گفته است هر صنع فعل است هر فعل صنع نيست ، طبرسى فرموده : صنع و عمل هر دو يكى است ، به قولى صنع جودت را در بر گرفته است ، از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است « اصطناع » : اختيار صنع ، آنگاه كه همّام از شنيدن كلام حضرت صيحه كشيد و قالب تهى كرد ، فرمود : « اما و الله لقد كنت اخافها عليه ثم قال : ا هكذا تصنع المواعظ البالغة لاهلها » خ 193 306 به خدا قسم از اين پيشامد برايش مى ترسيدم آيا موعظههاى رسا اين چنين اثر مى گذارد . صنعت : مصدر و نيز به معنى مصنوع است : « الصنعة : عمل الصانع » در خ 165 235 فرمود : « و اقام من شواهد البيّنات على لطيف صنعته و عظيم قدرته » بر لطافت مصنوع خويش و بزرگى قدرتش دلائل اقامه فرموده است ، جمع آن صناعات آيد صنايع جمع صنيع به معنى احسان است ، آنجا كه فرموده : « قد تكاملت فيكم صنائع الله » خ 100 146 منظور احسانهاى خداست . در يك كلام عجيبى به معاويه مى نويسد : « فدع عنك من مالت به الرميهّ فانّا صنايع ربّنا و الناس بعد صنائع لنا لم يمنعنا قديم عزّنا . . . على قومك ان خلطناكم بانفسنا » نامه 28 386 ، ( يعنى خودت را با ما مقايسه نكن و ديگران را نيز با ما مقايسه نكن ) از خود دور كن كسى را كه شكار او را منحرف كرده است ما احسانها و ساختهها و تربيت شدگان خدائيم ، بعدا مردمان ساخته و احسان تربيت شده ما هستند ، اينكه با شما مخالطه كردهايم ، اين كار از عزّت قديم ما مانع نشده است « قديم » مفعول « يمنع » و « ان خلطناكم » فاعل آنست . محمد عبده در تفسير آن گويد : آل نبى احسان خدا و مردم اسيران فضل و كرم آنها هستند ، ابن ميثم فرموده : اين تنبيه است بر افضل بودن آنها از آن جهت كه