سيد علي اكبر قرشي
1163
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
العجال و دعوتم بهديل الحمام . . . التماس القربة اليه . . . لكان قليلا فيما ارجو لكم من ثوابه و اخاف عليكم من عقابه » خ 52 89 به خدا قسم اگر ناله كنيد مانند نالهء ناقههاى بچه از دست داده و صدا كنيد مانند صداى كبوتر جفت از دست داده براى تقرّب به خدا ، آن نالهها كم است در مقابل آنچه براى شما اميد دارم از ثواب خدا و مى ترسم از عقابش ، تشبيه به نالهء ناقهء بچه مرده و كبوتر جفت از دست داده ، تشبيه عجيبى است كه از يك فكر باز و عالى حكايت دارد . در مقام موعظه فرموده : « و كونوا عن الدنيا نزّاها و الى الآخرة ولّاها و لا تضعوا من رفعته التقوى و لا ترفعوا من رفعته الدنيا » خ 191 284 ، ولاّه ( مثل طلّاب ) جمع واله به معنى مشتاق و در واقع كسى است كه بر چيزى محزون و خواستار است « متوّلهة عقولهم » خ 182 262 در وصف ملائكه است يعنى قلوبشان در حيرت و خوف است « و رجع الحنين من المولهات » خ 91 134 و مىداند ناله حزين مشتاقان را . ولى : ( مثل عقل ) نزديكى و قرب . چنان كه در صحاح و مصباح و قاموس آمده است گويند : « تباعدنا بعد ولى » يعنى پس از نزديكى دور شديم ، راغب گويد ولاء و توالى آن است كه ميان دو چيز ، چيز ديگرى نباشد . و بطور استعاره به نزديكى ولاء و توالى گويند خواه در مكان باشد يا در نصرت يا در صداقت و يا در اعتقاد ، تولية اگر با « عن » باشد به معنى اعراض آيد و اگر با « الى » باشد به معنى رو كردن است « تولّى » از باب تفعّل به معنى اعراض ، دوست اخذ كردن و سرپرستى آيد « ولىّ » سرپرست و دوست موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است در حكمت 467 فرموده : « و وليهم وال فاقام و استقام حتّى ضرب الدين بجرانه » ظاهرا منظور از « والى » رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است يعنى بر مردم سرپرستى كرد سرپرستى كه اسلام را اقامه كرد و از آنها اقامه اسلام خواست تا دين مستقر گرديد ، ابن الحديد گويد : منظور از « والى » عمر بن الخطاب است و از او بعيد نيست ولى جاى عجب است كه ابن ميثم نيز گفته : گفتهاند والى عمر بن الخطاب است ، آيا با در نظر گرفتن خطبهء شقشقيهّ و بدعتهاى عمر ، امكان دارد كه امام