سيد علي اكبر قرشي
1149
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
يك بار در « نهج » آمده است ، در ملامت اصحابش فرموده : « ايتها النفوس المختلفة و القلوب المتشّتة . . . اظأركم على الحق و انتم تنفرون عنه نفور المعزى من وعوعة الاسد » خ 131 189 ، اى جماعت گوناگون و اى دلهاى پراكنده ، من شما را به طرف حق بر مى گردانم و شما از آن فرار مى كنيد ، مثل فرار بزغاله از بانگ شير وعى : حفظ و نگهدارى ، خواه حديث باشد يا غير آن ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « رحم الله امرء سمع حكما فوعى و دعى الى رشاد فدنا » خ 76 103 خدا رحمت كند كسى را كه حكمى را بشنود و در گوش و ضمير خود نگه دارد . دربارهء تقوى فرموده : « و معاذ منجح دعا اليها اسمع داع و وعاها خير واع فاسمع داعيها و فاز واعيها » خ 114 169 ، پناهگاهى است نجات دهنده ، به سوى آن خواند مردم را شنواترين خواننده و فهميد و نگاه داشت آن را بهترين حفظ كننده ، پس دعوت كننده شنوانيد و حفظ كننده نجات يافت . درباره علم خودش فرموده : « و ما سوى ذلك فعلم علمّه الله نبيهّ فعلمّنيه و دعالى بان يعيه صدرى » خ 128 186 ، جز آيهء 34 سوره لقمان ، علمى است كه خدا به پيامبرش ياد داده ، او هم به من تعليم كرد و دعا كرد كه سينهء من آن را حفظ كند و در خود نگهدارد . وعاء : ظرف ، جمع آن واعيه است ، و آن چند بار در « نهج » ديده مىشود ، چنان كه فرموده : « كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه الّا وعاء العلم فانهّ يتّسع به » حكمت 205 ، هر ظرف با آنچه در آن گذاشته شود تنگ مى گردد مگر ظرف علم كه با گذاشتن علم در آن ، وسعت پيدا مىكند : « يا كميل انّ هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها » حكمت 147 ، اى كميل اين قلوب ظرفهائى هستند بهترين آنها حفظ كننده و نگهدارندهترين آنهاست . واعية : نگاه دارنده « اذن واعية » گوشهاى حرف شنو و نيز به معنى صيحه و فرياد آيد چنان كه فرموده : « وقر سمع لم يفقه الواعية و كيف يراعى النبأة من اصمتّه الصيحة » خ 4 51 كر باد گوشى كه فرياد را نشنود و چطور متوجهّ صداى خفيف