سيد علي اكبر قرشي
1139
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« اوشك الامر » يعنى نزديك شد ، و نيز آمده : « اوشك الرجل : اسرع » مواردى از آن در « نهج » يافته است ، چنان كه فرموده : « ان لم تكن حليما فتحلّم فانهّ قلّ من تشبهّ بقوم الّا اوشك ان يكون منهم » حكمت 207 ، اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار ، چون كم است آنكه به قومى شبيه باشد مگر آنكه نزديك است از آنها باشد . به معاويه مى نويسد : « و انهّ يوشك ان يقفك واقف على ما لا ينجيك منه مجن » نامهء 10 371 ، نزديك است خدا تو را به چيزى ( بلائى ) واقف و مشريف گرداند ، كه هيچ سپرى تو را از آن نجات ندهد : « الرحيل وشيك » حكمت 178 از دنيا رفتن نزديك است . وشل : ( مثل عقل ) سيلان و تقاطر آب : « وشل الماء : سال و قطر » آن تنها يك دفعه در « نهج » هست ، دربارهء كعبه فرموده : « فجعلها بيته الحرام . . . ثمّ وضعه باوعر بقاع الارض حجرا . . . بين جبال خشنة و رمال دمثة و عيون وشلة » خ 192 293 « اوعر » : سختتر . « دمثة » نرم « رمال دمثة » شنهاى نرمى كه راه رفتن در آنها مشكل است « وشل » مثل شرف آب كم و آب زياد و آن از اضداد است ، يعنى خداوند آن سنگها را بيت محترم خود گردانيد ، آنگاه آن را در محكمترين سنگلاخهاى زمين قرار داد ، ميان كوههاى خشن و شنهاى نرم و چشمهاى كم آب . وشم : وشمه مثل كلمه در وزن و معنى ، پس از آن كه مردم به آن حضرت بيعت كردند فرمود : « و الله ما كتمت وشمة و لا كذبت كذبة و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم » خ 16 57 به خدا قسم نه كلمهاى را كتمان كردهام و نه دروغى گفتهام ، اين مقام خلافت و اين روز را ( از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله ) خبر داده شده بودم . وشى : نمّامى و سعايت و نيز به معنى زينت دادن آيد ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است . چنان كه فرموده : « و من اطاع الواشى ضيّع الصديق » حكمت 239 ، هر كس به نمّام اطاعت كند رفيق خود را از دست مىدهد ، دربارهء طاووس فرموده : « و ان ضاهيته بالملابس فهو كموشّى الحلل » خ 165 237 « موشّى » به صيغه فاعل به معنى منقوش است ، يعنى اگر او را به لباسها تشبيه كنى او مانند حلهّ و لباسهاى