سيد علي اكبر قرشي
1133
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
خير لكم منّى اميرا » خ 93 136 از من دست برداريد ، ديگرى را پيدا كنيد ، بدانيد اگر من بيعت شما را پذيرفتم شما را به آنچه مى دانم خواهم برد ، به قول قائل و ملامت ملامتگر گوش نخواهم داد ، و من براى شما وزير باشم بهتر است از اينكه امير باشم وزع : منع و حبس : « وزعه عن الامر : منعه و حبسه » ايزاع را الهام معنى كردهاند و نيز گفتهاند : « اوزع بالشى ء » يعنى به آن حريص شد ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، آنگاه كه شنيد بنى اميهّ او را به خون عثمان متّهم مى كنند فرمود : « او لم ينه بنى اميهّ علمها بى عن قرفى اما وزع الجهال سابقتى عن تهمتى » خ 75 103 « قرف » عيب گرفتن است يعنى آيا علم بنى اميه دربارهء من آنها را از عيب گرفتن به من باز نداشت آيا جاهلان را سابقهء من از تهمت به من مانع نشد ( آنها مى دانند كه من بر عليه عثمان نبودم و او را موعظه مى كردم ) . و نيز فرموده : « السلطان وزعة الله فى ارضه » حكمت 332 ، حاكم منع كنندهء خداست مردم را از مخالفت احكام الله « وزعه » جمع وازع به معنى مانع است ، جمع آمدن آن به علت جنس بودن سلطان است . در شكايت از اصحابش فرموده : « ان كانت الرعايا قبلى لتشكوا حيف رعاتها و انّنى اليوم اشكو حيف رعيتّى كانّنى المقود و هم القائد او الموزوع و هم الوزعة » حكمت 261 ، پيش از من رعيتها از ظلم حاكمان شكايت مى كردند ولى من امروز از ظلم رعايا شكايت مى كنم ، گويا آنها پيشوا و من مقود و رعيت هستم و آنها حاكمند و من محكوم . دربارهء اهل شام به اصحابش فرموده : « استعدّوا للمسير الى قوم حيارى عن الحق لا يبصرونه و موزعين بالجور لا يعدلون » خ 125 182 موزع به معنى حريص است ، آماده باشيد براى رفتن به طرف مردمى كه از حق سرگردانند و حق را نمى بينند و به ظلم حريصند و از آن دست بردار نيستند . وزن : سنجش و اندازه گيرى . به معنى اعتبار و منزلت نيز آيد « ليس لفلان وزن » يعنى قدر و منزلتى ندارد ، ميزان : ترازو و آلت سنجش مواردى از آن در « نهج » ديده مىشود ، چنان كه فرموده : « عباد الله زنوا انفسكم قبل ان توزنوا و حاسبوها قبل ان