سيد علي اكبر قرشي
1126
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
و سخنش را شنيده است . در تعريف دنيا فرموده : « مسجد احبّاء الله ، و مصلّى ملائكة الله و مهبط وحى الله و متجر اولياء الله » حكمت 131 وخم : وخامت : ثقل و سنگينى معنوى ، طعام وخيم يعنى طعامى كه مطابق ميل نيست ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در مقام نصيحت فرموده : « فالله الله فى عاجل البغى و آجل وخامة الظلم و سوء عاقبة الكبر » خ 192 294 ، از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد در عقوبت زودرس تجاوز و سنگينى عقوبت آينده ظلم در آخرت ، و از بدى عاقبت تكبّر . وخى : قصد كردن و اختيار كردن « وخى الامر وخيا : قصده » سه مورد از آن در « نهج » آمده است به امام مجتبى صلوات الله عليه مى نويسد : « فاستخلصت لك من كلّ امر نخيله و توخّيت لك جميله » نامهء 31 349 يعنى خالص و اختيار كردم براى تو از هر كار صاف آن را و قصد كردم و برگزيدم خوب آن را به مالك اشتر مى نويسد : « ثمّ انظر فى امور عمّالك . . . و توّخ منهم اهل التجربة و الحياء من اهل البيوتات الصالحة » نامه 53 435 ، در كارهاى كارمندانت دقّت كن و از آنها اهل تجربه و حيا را برگزين و اختيار كن ، و نيز فرموده : « و تواخى الناس على الفجور » خ 108 157 تواخى به معنى برادر شدن است در اصل « تاخى الناس » به معنى اخوت و برادرى كردن مى باشد يعنى مردم بر فجر و گناهان يكديگر را برادرى كردند : « اصطلحوا على الفجور » نيز گفتهاند . ودد : ودّ بضمّ و كسر اول : دوست داشتن ، مودّت و تودّد : دوستى ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، در مقام اظهار دلتنگى از ياران فرموده است : « لوددت و الله انّ معاوية صارفنى بكم صرف الدينار بالدرهم فاخذ منّى عشرة منكم و اعطانى رجلا منهم » خ 97 142 ، به خدا قسم دوست دارم معاويه . . . ده نفر از شما را از من بگيرد و در عوض يكى از يارانش را بدهد ، اين از كثرت تأثّر آن حضرت از عدم تحرّك مردم در راه خدا بود ، و نيز فرموده : « مودّة الاباء قرابة بين الابناء و القرابة الى المودة احوج من المودة الى القرابة » ح حكمت 308