سيد علي اكبر قرشي
1124
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« هذا ما امر به عبد الله على بن ابى طالب امير المؤمنين فى ماله ابتغاء وجه الله » نامهء 24 379 منظور رضايت خدا و توجهّ او به بنده است و آنجا كه فرموده : « و ليكن مقاتلتكم من وجه واحد » نامهء 11 371 منظور از وجه طرف است . جهة : جانب ، طرف و هر محلى كه به آن رو كردهاى ، جمع آن جهات است ، چنان كه فرموده : « العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها » حكمت 337 ، عدالت كارها را در محل خود قرار مىدهد ولى جود و بذل آنها را از جهت و طرف خود بيرون مىكند . وجهه : ( مثل قبله ) آن است كه انسان به آن رو مىكند . چنان كه فرموده : « فجازوا عن وجهتهم و نكصوا على اعقابهم » نامه 32 406 آنها كه با معاويه به صفّين آمدند از جهت قصد خود تجاوز كردند ( قصد حق داشتند ) به باطل ميل كردند و به عقب برگشتند . « وجيه » خوب و پسنديده . وحد : ( مثل عقل ) انفراد و تكى . گويند : « وحد وحدا : انفرد بنفسه » ، « وحده » نيز بدان معنى است « واحد » : يكى ، « احد » وصف آيد به معنى بى همتا ، در اين صورت فقط در خداوند به كار رود و نيز به معنى عدد مى آيد و از آن « يكى » قصد من شود ، مثل « جائنى احد من العلماء » توحيد از باب تفعيل به معنى يكى كردن است . موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، در جائى فرموده : « التوحيد ان لا تتوهمّه و العدل ان لا تتهّمه » حكمت 470 توحيد آنست كه خدا را با وهم خود تصوّر نكنى چون شى ء متصور محدود است و آن خدا نخواهد بود و عدل آنست كه فكر نكنى خدا در كار عالم حكمت به خرج نداده است ، اين نوع توحيد كه آن حضرت در جواب سائل فرموده است ، دربارهء توحيد در لفظ « إله - الله » مفصل سخن گفتهايم . وحش : خوف و ترس ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء اموات فرموده : « اوحشوا ما كانوا يوطنون و اوطنوا ما كانوا يوحشون » خ 188 278 گويند : « اوحش الارض : وجدها وحشة » يعنى محل وحشت يافتند آنجا كه وطن كرده بودند و وطن گزيدند قبرى را كه از آن وحشت داشتند .