سيد علي اكبر قرشي
1105
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دربارهء مردگان فرموده : « و همدت القلوب فى صدورهم بعد يقضتها » خ 221 340 قلوب در سينه آنها بعد از ضربان خاموش شدند . « اصواتهم هامدة » خ 226 صداهايشان خاموش است . دربارهء عظمت باران فرموده : « اخرج به من هوامد الارض النبات و من زعر الجبال الاعشاب » خ 91 133 « هو امد الارض » قسمتهاى مرده و بى آب و علف زمين است « ازعر » محل كم علف جمع آن زعر است ، به وسيلهء باران از زمينهاى مرده روئيدنيها و از كوههاى بى علف گياهان را رويانيد . همز : همز و مهمز : عيب آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، بعد از رسيدن به خلافت دربارهء خودش فرمود : « لم يكن لاحد فىّ مهمز و لا لقائل فىّ مغمز ، الذليل عندى عزيز حتّى آخذ الحقّ له و القوى عندى ضعيف حتّى آخذ الحق منه » خ 37 81 ، كسى بر من عيبى نتواند گرفت و گويندهاى بر من ايرادى نتواند يافت آدم بى چاره در نزد من عزيز است تا حق او را بگيرم . . . همس : صداى آهسته و آهسته كردن صدا ، همس اقدام صداى آرام پاهاست سه مورد از آن در « نهج » به كار رفته است ، دربارهء ملائكه فرموده : « و لا ملكتهم الاشغال فتنقطع بهمس الجوأر اليه اصواتهم » خ 91 139 « همس الجوار » آهسته كردن تضرّع است يعنى شغالها مانعشان نشده تا صداهايشان با آهسته كردن تضرع قطع شود ( چيزى آنها را به قطع تضرّع ناچار نمى كند ) . دربارهء علم حق تعالى فرموده : « عالم السرّ من ضمائر المضرين . . . و همس الاقدام » خ 91 134 ، درباره عدالت خداوندى در قيامت فرموده : « فلم يجز فى عدله و قسطه يومئذ خرق بصر فى الهواء و لا همس قدم فى الارض الّا بحقهّ » خ 223 345 ، روز قيامت جزا داده نمى شود به نگاه چشمى به آسمان و نه صداى آرام قدمى در زمين مگر باعدل و حقّ . همل : ( مثل عقل ) جارى شدن اشك چشم . باريدن باران به طور مداوم و آرام ، رها شدن حيوان به سر خود . چند مورد از آن در « نهج » آمده است ، در بارهء اصحاب پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « اذا ذكر الله هملت اعينهم