سيد علي اكبر قرشي

1100

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مجروح كردند ، خانه‌اش را سوزاندند ، بچه‌اش را سقط كردند ارث پدرش را مصادره كردند ، از سهم خمس او را منع نمودند ، « فدك » را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به او داده بود گرفتند ، نه حكم خدا را مراعات كردند و نه احترام رسولش را و نه كلام آن حضرت را كه فرموده بود « فاطمة بضعة منّى من اذاها فقد آذانى و من سرّها فقد سرّنى » و ابو بكر و عمر و عثمان تا بودند كارى و منصبى به على و اولاد على عليهم السلام ندادند ، خداوند عذابشان را مضاعف فرمايد و آنها را لعنت كند . در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « اهضم اهل الدنيا كشحا و اخمصم من الدنيا بطنا » خ 160 228 « هضم » ( مثل شرف ) خالى ماندن شكم و لاغر شدن پهلو است : « هضم الغلام : خمص بطنه و لطف كشحه » يعنى : پهلو و تهيگاه او از همه لاغرتر و شكم او از همه خالى تر بود ، در مقام نصيحت به خوارج فرمود : « فانا نذير لكم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر و باهضام هذا الغائط على غير بينّة من ربّكم » خ 36 80 « هضم » ( مثل عقل و جسر ) وسط وادى و جاى مطمئنّ آن است جمع آن اهضمام و هضوم آيد ، يعنى من شما را مى ترسانم از اينكه كشته در اثناى اين رودخانه و در وسطهاى اين گودى بيافتيد بى آنكه دليلى از خدا در كشته شدن داشته باشيد . ( شايد نهر در آن وقت آب نداشته است ) . هطع : شتاب خيره شدن اهطاع : شتاب و دراز كردن گردن : « اهطع : مدّ عنقه » « هطع الرجل » يعنى نگاه كرد و ديده از آن بر نداشت ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است دربارهء تقوى فرموده : « فاهطعوا باسماعكم اليها و الظّوا بجدّكم عليها و اعتاضوها من كلّ سلف خلفا » خ 191 284 دراز كنيد گوشهاى خود را به تقوى ( گوش خود را به تقوى فرا دهيد ) و اصرار كنيد با تلاش خود بر آن . و عوض بگيريد آن را از هر گذشته جانشينى به سهل بن حنيف فرماندار مدينه دربارهء كسانى كه به طرف معاويه مى گريختند نوشت : « و انّما هم اهل دنيا مقبلون عليها و مهطعون اليها . . . فبعدا لهم و سحقا » نامهء 70 461 ، آنها بندگان دنيا هستند . بر دنيا روى آورده و بر آن شتاب مى كنند دور باشند از رحمت خدا و سائيده شوند با بدبختى . هطل : ( مثل عقل ) پى در پى بودن : « هطل المطر هطلا : مطر متتابعا متفرّقا