سيد علي اكبر قرشي
1028
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
رفعته التقوى » خ 191 284 ، از دنيا دور شوندگان و به آخرت عاشقان باشيد . نزو : ( مثل عقل ) جهيدن . « نزا نزوا : وثب » دو مورد از آن در « نهج » آمده است به شريح به بن هانى يكى از فرماندهانش كه در مقدمهء لشكريان صفين بود مى نويسد : « اتق الله فى كلّ صباح و مساء . . . فكن لنفسك مانعا رادعا و لنزوتك عند الحفيظة و اقما قامعا » نامهء 56 44 ، هر صبح و شام از خدا بترس ، به نفس خود از گناهان رادع و مانع باش و در وقت غضب ، جهيدن و سركشى خودت را مقهور كن و برگردان . دربارهء ملخ فرموده : « و لا يستطيعون ذبّها . . . حتى ترد الحرث فى نزواتها و تقضى منه شهواتها » خ 185 272 ، اهل زراعت از برگرداندن آن عاجزند ، تا آنكه در حمله و جهيدن خود وارد كشت شود و حاجت خود را از آن برآورد . نسأ : تأخير انداختن : « نسا الشى ء : اخرهّ » آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « انّ افضل ما يتوسل به المتوسّلون الى الله سبحانه و تعالى . . . صلة الرحم فانّها مثراة فى المال و منسأة فى الاجل » ح خ 110 163 منسأة ( مثل مرحمت » مصدر است يعنى صله رحم زيادت است در مال و تأخير است در اجل و شايد به معنى فاعل باشد يعنى زياد كنندهء مال و تأخير اندازندهء اجل ( زياد كنندهء ) عمر است . نسب : ( مثل شرف ) قرابت : « النسب : القرابة » و نيز به معنى توصيف و نسبت دادن آيد ، مناسبت : مشاكلت و مماثلت است ، مواردى از آن به هر دو معنى در نهج آمده است ، در حكمت 125 فرموده : « لانسبنّ الاسلام نسبة لم ينسبها احد قبلى . الاسلام هو التسليم و التسليم هو اليقين و اليقين هو التصديق . . . » يعنى وصف مى كنم اسلام را وصفى كه كسى قبل از من نكرده است ، كه خلاصهاش اعتقاد و عمل است . آنجا كه فرموده : « فرض الله . . . ترك الزنا تحصينا للنسب » حكمت 252 منظورش نسب معروف و قرابت و عدم اختلاط نسل است ، و آنجا كه فرموده : « و صار الفسوق نسبا » خ 108 157 منظور وسيلهء پيوند و قرابت است .