سيد علي اكبر قرشي
614
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
در رفتن . هشت مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، به محمد بن ابى بكر مى نويسد : « و شمَّر لحرب من حاربك و ادع الى سبيل ربّك » نامهء 34 408 آستين بالا زدن و آماده باش به جنگ آنكه با تو مى جنگد و به خوان مردم را به سوى خدايت ، در حكمت 210 فرموده : « اتقوا اللّه تقيّة من شمَّر تجريدا و جدَّ تشميرا و كمَّش فى مهل » بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه مصمّم به اطاعت و خود را مخصوص طاعت كرده و جدّى شده با آستين بالا زدن و جدى شده در رفتن به سوى خدا با دقّت بصيرت . « و ارحل مطايا التشمير » خ 223 346 جهاز بگذار شتران رفتن و سفر را . شماس : چموش و امتناع و نافرمانى و ممانعت ، خواه در انسان باشد يا در اسب كه نگذارد كسى بر آن سوار شود « شمس الرجل : امتنع و الفرس لا يمكّن احدا من ظهره » و آن سه بار در « نهج » آمده است يكى در رابطه با عمر بن خطاب و خلافت او كه فرموده : « فمنى الناس لعمر اللّه بخبط و شماس و تلوّن و اعتراض فصبرت على طول المدّة و شدّة المحنة » خ 3 49 به خدا قسم مردم گرفتار شدند به انحراف و لجاجت عجيب و دگرگون شدن و رفتن در غير راه راست . اشاره است به انحراف عمر از جادهّء حق و لجاجت عجيب و نشيب و فراز او در احكام اسلام و بالاخره به رفتن در غير راه حق كه مردم را نيز چنان كرد . ديگرى دربارهء اهل بيت فرموده : « لتعطفنَّ الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها و تلاعقيب ذلك و نريد ان نمنّ على الدين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين » حكمت 209 ، دنيا بعد از لجاجتش بر ما اهل بيت بر خواهد گرديد چنان كه ناقهء بدخلق بالاخره به بچهاش برمى گردد ، بعد آيهء فوق را كه حكايت از قوى شدن مستضعفين است تلاوت فرمود . ناگفته نماند در زمان خلفاى سهگانه اهل بيت عليهم السلام كنار گذاشته شده و منزوى گرديدند و در زمان معاويه و بنى اميه و ديگران اين مطلب به اوج خود رسيد ، ولى به تدريج اهل بيت عليهم السلام شناخته شده ، بنى اميهّ و بنى عباس و ديگران در چاه ويل مدفون شدهاند ، و شايد اشاره به ظهور امام قائم عليه السلام باشد . « شمس » ( بر وزن عنق ) جمع شموس به معنى لجوج و نافرمان است كه فرمود : « الا و انّ الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها و خلعت لجمها فتقحَّمت بهم فى النار » خ 16 57 بدانيد گناهان مانند اسبان نافرمانى است كه مردم بر آنها سوار گشته و