سيد علي اكبر قرشي

1010

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

به حارث همدانى مى نويسد : « و احذر كلّ عمل اذا سئل عنه صاحبه انكره او اعتذر منه و لا تجعل عرضك غرضا لنبال القول » نامه 69 459 حذر كن از هر كاريكه چون مورد سئوال شود انسان آن را انكار كرده و يا از آن اعتذار مىكند ، آبروى خودت را هدف تيرهاى سخنها قرار مده ( در معرض اتهام قرار مگير ) در ذمّ اهل بصره فرموده : « فانتم غرض لنابل و اكلة لاكل و فريسة لصائل » خ 14 56 . نبه : ( مثل قفل ) بيدار شدن و مثل شرف درك كردن انتباه : بيدار شدن . درك كردن و با شرافت شدن ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، در رابطه با فتنه‌ها فرموده : « انّ الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهّت ينكرن مقبلات و يعرفن مدبرات » خ 93 137 ، فتنه‌ها چون روى آورند حق را به باطل مشتبه كنند و چون برگردند ، بيدار مى كنند ، در حال روى آوردن ناشناخته‌اند و در حال برگشتن شناخته مى شوند . در مقام موعظه فرموده : « فكونوا قوما صيح به فانتبهوا . . . » خ 64 95 باشيد قومى كه به آنها صيحه زده و بيدار شده‌اند . نبو : نبوه ( مثل رعشه ) كنار شدن و دور شدن و نيز كند شدن شمشير و كار نكردن آن . هشت مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء بنى اميهّ فرموده : « و الله لا يزالون . . . حتى لا يبقى بيت مدر و لا و بر الّا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعيهم » خ 98 143 ، به خدا قسم پيوسته حكومت مى كنند تا اينكه خانه‌اى و خيمه‌اى نمى ماند مگر آنكه ظلمشان به آن داخل شود و سوء حكومتشان آبادى را از آن دور كن د « نبا به » يعنى آن را از آبادى دور كرد . دربارهء دنيا به حضرت مجتبى صلوات الله عليه مى نويسد : « انّما مثل من خبر الدنيا كمثل قوم سفر نبابهم منزل جديب فامّوا منزلا خصيبا . . . و مثل من اغترّ بها كمثل قوم كانوا به منزل خصيب فنبابهم الى منزل جديب . . . » نامهء 31 397 « سفر » مثل عقل يعنى مسافرها « نبا » در هر دو مورد به معنى دور كردن و موافق نشدن است ، فاعل آن در هر دو مورد « منزل » است يعنى حكايت آن كس كه دنيا را امتحان كرد